X
تبلیغات
روغن شترمرغ

روغن شترمرغ

گلچین زیباترین شعر در مورد لبخند

شعر در مورد لبخند

شعر در مورد لبخند,شعر در مورد لبخند یار,شعر در مورد لبخند تلخ,شعر در مورد لبخند تو,شعر در مورد لبخند من,شعر در مورد لبخند کودک,شعر در مورد لبخند اجباری,شعری در مورد لبخند,شعری در مورد لبخند زدن,شعر کوتاه در مورد لبخند,شعر درباره لبخند یار,شعر عاشقانه در مورد لبخند یار,شعر عاشقانه درباره لبخند یار,شعر درباره لبخند تلخ,شعر درباره لبخند تو,شعر در مورد لبخند کودکانه,شعر درباره لبخند کودک,شعری در مورد لبخند,شعری در مورد لبخند تلخ,شعر در مورد لبخند زدن,شعر در مورد لبخند زیبا,شعر درباره لبخند زدن,شعر زیبا در مورد لبخند زدن,شعر کوتاه درباره لبخند,شعری کوتاه در مورد لبخند,شعرهای کوتاه در مورد لبخند,اشعار کوتاه در مورد لبخند,شعری کوتاه درباره لبخند,شعر در مورد لبخند,شعر در مورد لبخند یار,شعر در مورد لبخند تلخ,شعر در مورد لبخند تو,شعر در مورد لبخند من,شعر در مورد لبخند کودک,شعر در مورد لبخند اجباری,شعری در مورد لبخند,شعری در مورد لبخند زدن,شعر کوتاه در مورد لبخند,شعر درباره لبخند یار,شعر عاشقانه در مورد لبخند یار,شعر عاشقانه درباره لبخند یار,شعر درباره لبخند تلخ,شعر درباره لبخند تو,شعر در مورد لبخند کودکانه,شعر درباره لبخند کودک,شعری در مورد لبخند,شعری در مورد لبخند تلخ,شعر در مورد لبخند زدن,شعر در مورد لبخند زیبا,شعر درباره لبخند زدن,شعر زیبا در مورد لبخند زدن,شعر کوتاه درباره لبخند,شعری کوتاه در مورد لبخند,شعرهای کوتاه در مورد لبخند,اشعار کوتاه در مورد لبخند,شعری کوتاه درباره لبخند,شعر در وصف لبخند,شعر در وصف لبخند یار,شعری در وصف لبخند,شعر نو در وصف لبخند,شعر کوتاه در وصف لبخند 

شعر در مورد لبخند

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد لبخند برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

دیگر منتظر کسی نیستم

هر که آمد

ستاره از رویاهایم دزدید

هر که آمد

سفیدی از کبوترانم چید

هر که آمد

لبخند از لب‌هایم برید

منتظر کسی نیستم

از سر خستگی

در این ایستگاه نشسته‌ام!

شعر در مورد لبخند

نگران چه هستی؟

دنیا به آخر نرسیده است عزیزم.

پس از من

باز هم به زمستان های تازه ای

که از راه می رسند عادت خواهی کرد.

به لبخند همسایه ات،

موشی که در دیوار خانه ات لانه کرده

شعر در مورد لبخند یار

ولی هیچ مردی

هیچ وقت به آغاز قصه برنگشت

به لبخندم اعتماد نکن

زخمی با من است

که با هیچ دروغی درمان نمی‌شود

تا روزی که هنوز

زنان غمگینی هستند

که با صدای زنگ تلفن

بغض می‌کنند.

شعر در مورد لبخند تلخ

بگذار دست هایت صورتم را ببوسند و

روی چشم هایم خوابشان ببرد!

بگذار صدایت بزنم،

عزیزم؛

عمرم؛

جانم؛

و به عشقم که رسیدم،

لبخند بزنی و با شیطنت بروی توی لباسم قایم شوی!

شعر در مورد لبخند تو

چشم هایت را ببند و… 

با لبخند به آغوشم بیا،

تو که نمی دانی؛

دلم چقدر گفتگوی عاشقانه می خواهد!

شعر در مورد لبخند من

چگونه کلامت را

لبخندت را

بوسه هایت را

زنگ صدایت را

صدای پای آمدنت را

شعر نکنم

شعر در مورد لبخند کودک

آلبومی قدیمی ام،

در زیرزمین خانه ای کلنگی

که واحدهایش را پیش فروش کرده اند.

در انتظار دستی جامانده در اعماقم

که آجرها نمی گذارند

خاطره ای فروریخته را ورق بزند

نجاتم بده!

در من

هنوز لبخندی هست

که می تواند چیزی یادت بیاورد.

شعر در مورد لبخند اجباری

هنوز بوی عطرت را دوست دارم

هوای مرددِ لبخندت را

و این همه سال را

که در هر نگاه گذرا

رازی را کشف کردیم

که جز من و تو

همه از آن بی خبرند.

شعری در مورد لبخند

اسمش چیست؟

این حس، این حال؛

همین که وقتی به تو فکر می کنم

از گوشه ی لبهایم لبخند چکه می کند!

شعری در مورد لبخند زدن

جای تو خالی ست 

در سردترین شبهایی

که لبخند های مهربانی را به تبعید می برند…

شعر کوتاه در مورد لبخند

تو لبخند می زنی که مرا تسخیر کنی

تو لبخند می زنی

و چشم من به جهان باز می شود

تو را در آغوش می گیرم

تا زندگی کنم

زندگی می کنیم

شعر درباره لبخند یار

روزی اگر ببینم آمده ای

با نسیمی خنک در لبخنده ات

و دست هایی زیبا، به اندازه گذشته ها زیبا

شکوفه می دهند تمام درهایی که کوفته ای …

شعر عاشقانه در مورد لبخند یار

نگو که تنهایی ام را از بر می‌خوانی

یا شبم را از صبح می‌تکانی

نمی‌توانی…

تو دوری

مشکلی نیست

من همانم که برای دیدن لبخندت

دنیا را قلقلک می‌دهم

 بگذار جهان به من بخندد

تماشای لبخندت

آبروی من است…

آماده باش!

شعر عاشقانه درباره لبخند یار

حالا که آمده ای

رو به روی هم می نشینیم

لبخند می زنیم

و تنها از دور

به یکدیگر فکر می کنیم.

شعر درباره لبخند تلخ

دلم باران

دلم دریا

دلم لبخند ماهی ها

دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور

دلم بوی خوش بابونه می خواهد

شعر درباره لبخند تو

بدون تو شعر به من بیشتر لبخند می زند

بغض از من روی بر می گرداند

آینده نردبانش را پیش پایم می گذارد

اما شب،

گاه ِ بازگشتن به خانه

پاهایم جوابم می کنند!

شعر در مورد لبخند کودکانه

در صورت آدمی دو چیز مهم است

یکی لبخندش

و دیگری عمق نگاهش

که هیچ جراحی نمی‌تواند به انسان بدهد

شعر درباره لبخند کودک

این آینه را هر چه بیشتر پاک می کنم

چشمهایم غمگین تر می شود

نارنجی ، خوشبختی من همین آینه بود

که تو در آن لبهایت را سرخ می کردی

مژه هایت را تاب می دادی

و از گوشه ی چشم لبخند می زدی

شعری در مورد لبخند

این درخششِ لبخند ، ناگاه بی درنگ

به آواز در نخواهد آمد هرگز

اگر بخواهی یکدیگر را دوست خواهیم داشت

با لب های تو در سکوت

شعری در مورد لبخند تلخ

چیست عشق ؟

گاهی یک بوسه

یک نگاه کوتاه

یک لبخند

گونه ای سرخ از شرم نگاه

ضربانی تند

یک دوستت دارم با لکنت

عشق پنهان ترین پیدای عالم است

شعر در مورد لبخند زدن

هنوز بوی عطرت را دوست دارم

هوای مرددِ لبخندت را

و این همه سال را

که در هر نگاه گذرا

رازی را کشف کردیم

که جز من و تو همه از آن بی خبرند

شعر در مورد لبخند زیبا

روزی

جایی

دقیقه ایی

خودت را باز خواهی یافت

و آن وقت

یا لبخند خواهی زد

یا اشک خواهی ریخت

شعر درباره لبخند زدن

روز

لبخند توست

که طلوع مى کند

شعر زیبا در مورد لبخند زدن

کاش تو این‌جا بودی

خوب می‌شدیم

برای هم خوب می‌شدیم و

برای همه خوب

آخر

باهم که خوب باشیم

می‌خندیم

به‌روز لبخند می‌زنیم و

به شب لبخند

شعر کوتاه درباره لبخند

دیروز زنی را دیدم که مُرده بود

مثل ما نفس میکشید

راستی یک زن چگونه می میرد ؟

مرگش چگونه است ؟

یا لبخند به لب ندارد

یا آرایش نمی کند

یا دست کسی را نمی فشارد

یا منتظر آغوشی نیست

یا حرف عشق که می شود

پوزخند میزند

آری زن ها اینگونه می میرند

شعری کوتاه در مورد لبخند

لبخند

بی‌فایده است

کسی که دلت را می‌خواندبه چهره‌ات نگاه نمی‌کند

و تو

در برابر او

راهی برای پنهان‌کاری نداری

شعرهای کوتاه در مورد لبخند

با تو سخن گفتم

با لبخندی

و تو پاسخی ندادی

دهانت سیمی است برای موسیقی

موسیقی به رنگ خون

به اینجا بیا

اشعار کوتاه در مورد لبخند

آزرده از هیچ

آزرده از همه چیز

زخمهایی بر صورت داشت

که گویی لبخند می زد

ولی در گریبان خود می گریست

و بر لبخند خود می گریست

شعری کوتاه درباره لبخند

اگر اشتباه نکنم عاشقت شده ام

اگر اشکالی ندارد بگذار عاشقت بمانم

جای زیادی از زندگی ات نمیگیرم

فقط لبخندت را تماشا کنم

و دلم خوش باشد که خوشی

تو را نسیم از همان در بسته ای آورد

که دیگران رفتند

شعر در مورد لبخند

گوئی بتو داده اند سوگند
کاین راز، نهان کنی به لبخند
لرزه بر جانم فتاد از چشم سحرآمیز او
وز نگاه گرم و لبخند فریب انگیز او

شعر در مورد لبخند تلخ

نیم شب با گریه مستانه، حالی داشتم
تلخ شد عیش من از لبخند بی هنگام صبح
تا زدم لبخند از شادی، بلایی در رسید
چشم گردون در کمین باشد دل آسوده را
یک سان گذشت در سیهی صبح و شام ما
لبخند آفتاب ندیده است بام ما
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا
آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا
لبخند کن معاوضه با جان شهریار
تا من به شوق این دهم و آن ستانمت
شمع شبهای سیه بودی و لبخند زنان
با نسیم دم اسحار هم آغوش شدی
در رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغ
که من از اشک ترا شاهد گلشن کردم

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

شعر درباره لبخند یار

کاش جاى قاب عکس کودکی‌ات بودم

که هر بار با دیدنم لبخند بر چهره می‌آوردى

شعر عاشقانه در مورد لبخند یار

به تصویر زیبای تو نگاه می کنم

و مهربانی ات …

که حتی از پشت قاب شیشه ای هم

به من لبخند می زند.

دلتنگی ات

رودخانه ای ست

که به دریا نمی رسد…!

شعر عاشقانه درباره لبخند یار

به آسمان سلام کن

به خورشید لبخند بزن

عزیزنم

با فنجانی عشق

صبحت را آغاز کن

برخیز

ببین روبرویت نشسته ام

صبح در چشمان تو زیباست…

شعر درباره لبخند تلخ

من برایت چای می ریزم

و تو لبخندهایت را توی دلم می ریزی…

شعر درباره لبخند تو

صبح

باور عشق است

در لبخند آسمانی تو

وقتی

چشم هایت را باز می کنی

و عطر نگاهت را

بر خورشید می پاشی

تا غزل غزل

روشنی بسراید.

شعر در مورد لبخند کودکانه

تو می توانی

از عکس پس بگیری

لبخندم را

می توانی الفبا را بتکانی

شعر بسرایی

ترانه بخوانی

و برای تمام زخم های دهان بسته ساز دهنی بزنی

شعر درباره لبخند کودک

لبخند نمی زنی

و پنجره بی چاره می میرد

و شعر

بی چاره و با کتِ پاره دور می شود

شعری در مورد لبخند

لبخند می زنی

و جان، جانانه نیست.

و عشق

آی عشق

چه بی چاره جان نمی گیرد!

شعری در مورد لبخند تلخ

به جز زیبائی ات

چیزهای زیادی هستند

که باید انتقال بدهی

وراثت را از لبخندت شروع کن

از شکل لب‌هایت

به وقت بستن زخمم…

شعر در مورد لبخند زدن

من از تمام این دنیا

عشق می‌خواهم وُ مستی شعر،

گل‌های شمعدانی پشت پنجره

و لبخندهای تو

که تکثیر می کند عشق را به بی نهایت.

شعر در مورد لبخند زیبا

گاهی راحت تر آن است با وجودِ اندوهی که در درونتان موج می زند، لبخند بزنید!

تا اینکه بخواهید به همه عالم علت غمگینی خود را توضیح دهید.

شعر درباره لبخند زدن

تو که می خندی

گوشه های لبت

به بهشت می رساند مرا

شعر زیبا در مورد لبخند زدن

ترانۀ قلبت دنیا را 

به لبخندی آلوده می کند

که یک لحظه به دنیا می آید

و برای همیشه خاطره اش

در ذهن جاذبۀ ماه و دریا می ماند

و هیچ آسمانی

توان اندازه کردنِ گرمای آن را

نخواهد داشت

هر روز ِ بی تو   …

شعر کوتاه درباره لبخند

یک روز ِ از دست رفته است

که لبخندی به وسعت زندگی

در آن می میرد

شعری کوتاه در مورد لبخند

لبخند که می زنی

توی دلم انگار اناری ترک بر می دارد

با نگاه تو

ناتمام می مانند تمام شعر های دنیا

می دانی!

شعرهای کوتاه در مورد لبخند

در من انگار صدایی گم شده است

انگار لبخندی

دنیایی..

اشعار کوتاه در مورد لبخند

هرگز برای کسی که آزارتان داده

اشک نریزید

فقط لبخند بزنید و بگویید

ممنون از اینکه

فرصت یافتن انسان بهتری را به من دادی!

شعری کوتاه درباره لبخند

من تمام خنده های جهان را گم کرده ام،

پر شده ام از این همه تاریکی…

حالا تو هی از باران و

کوچه های خیس شعر به من بگو

از سیب و هوس،

و من پشت می کنم به هر چه لبخند است

به هر چه آفتاب…

رو می کنم

به شب،

به تمام بغضی

که راه نفسم را بند می آورد…

من هوا کم می آورم…

عشق من، چیزی نگو؛

فقط بیا…

شعر در وصف لبخند

بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی‌ها

دلم تنگ است

شعر در وصف لبخند یار

زیبایی، محجوبی، مغروری، جذابی!

چشماتو می ب
برچسب‌ها: شعر در مورد لبخند,شعر در مورد لبخند یار,شعر در مورد لبخند تلخ,شعر در مورد لبخند تو,شعر در مورد لبخند من,شعر در مورد لبخند کودک,شعر در مورد لبخند اجباری,شعری در مورد لبخند,شعری در مورد لبخند زدن,

+ نوشته شده در ۱۷/۶/۱۳۹۶ساعت ۱۸:۴۰ توسط حسینی مهشید دسته : نظر(0)

گلچین زیباترین شعر در مورد لیاقت

شعر در مورد لیاقت

شعر در مورد لیاقت نداشتن,شعری در مورد لیاقت نداشتن,شعر درباره لیاقت نداشتن,شعر در مورد لیاقت داشتن,شعر در مورد لیاقت,شعر در مورد لیاقت عشق,شعر در مورد لیاقت شهادت,شعری در مورد لیاقت,شعر در مورد لیاقت,شعر در مورد بی لیاقتی,شعر در مورد بی لیاقت,شعری در مورد بی لیاقتی,شعر در مورد بی لیاقتی,شعر درباره بی لیاقتی,شعر در مورد ادم بی لیاقت,شعری درباره بی لیاقتی,شعر لیاقت,شعر لیاقت نداشتن,شعر لیاقت عشق,شعر لیاقت شهادت,شعر لیاقت نداشتی,شعر لیاقت دوستی,شعر لیاقت کربلا,شعر لیاقت,شعر لیاقت نداشتن,لیاقت شعر نو,شعر در مورد لیاقت نداشتن,شعر درباره لیاقت نداشتن,شعر در مورد لیاقت عشق,شعر در مورد لیاقت شهادت,شعر لیاقت داشتن,شعر بی لیاقت,شعر در مورد لیاقت

شعر در مورد لیاقت

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد لیاقت برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ما می توانیم ؛

خیلی چیزها 

به آدم های اطرافمون هدیه کنیم.

مثل عشق, لذت و محبت…!

اما لیاقت داشتن اینها رو, 

ما نمی تونیم بهشون بدیم!

شعر در مورد لیاقت نداشتن

دوست داشتن

گاهی وقت ها

سنگین است

به سان

سنگینیِ لیاقت دوست داشته شدن

و بعضی وقت ها

دوست داشتن

حیاتی دیگر است

زنده نگه داشتن

کسی درون ات

حتی

با وجود این فاصله های دور.

شعری در مورد لیاقت نداشتن

عشق لیاقت می خواهد و عاشق شدن جرات…

همیشه در پی کسی باش که

با تمام کاستی ها و کمی ها و عیب هایت،

حاضر باشد به تو عشق بورزد

و تو را به همه دنیا نشان بدهد

و بگوید که:

این تمام دنیای من است.

شعر درباره لیاقت نداشتن

مهم نیست در عشق به وصال برسی

مهم این است که لیاقت تجربه کردن

یک عشق پاک را داشته باشی.

شعر در مورد لیاقت داشتن

بزرگترین اشتباهی که می توانیم انجام دهیم

این است که به آدمها

طولانی تر از آنچه که لیاقتش را دارند

اجازه دهیم در زندگیمان بمانند

شعر در مورد لیاقت

به همه

باید احترام گذاشت

اما عشق را

باید تقدیم کسی کرد

که لایقش است

شعر در مورد لیاقت عشق

برای من تاسف نخورید

چون لیاقت زندگی کردن را دارم و راضی ام

ناراحت آدم هایی باشید که به خودشان می پیچند و

از همه چیز شاکی اند

شعر در مورد لیاقت شهادت

سری که با تو کند خواهش کله داری
چو گو لیاقت آسیب صولجان دارد

شعری در مورد لیاقت

مرحبا ای کز لیاقت یافت تجدید نزول
آیت جاهت بدون نسخ چون ام الکتاب

شعر در مورد لیاقت

دلیر زانش پرستم که از لیاقت او
گرفته برهمنی سیرت مسلمانی

شعر در مورد بی لیاقتی

گر از لیاقت خود شیخ آگهی یابد
ز صدر صومعه تا پایدار می آید

زندگی ، به لیاقت ها پاسخ می‌دهد،

نه به نیازمندی‌ها

شعری در مورد بی لیاقتی

همه ی انسان ها دارای لیاقت هستند.

آنچه کمیاب است،

جسارت لازم برای بهره گیری از

این شایستگی ها می باشد؛

زمانی که شما را به مکان های ناشناخته راهنمایی می کنند

شعر در مورد بی لیاقتی

خون تمام افراد بشر یکرنگ است ،

ولی لیاقت آنها …

شعر درباره بی لیاقتی

اگر تو را همان گونه که هستی بپذیرند، بدتر خواهی شد

و اگر با تو به گونه ای رفتار کنند که

گویی همانی هستی که لایق آنی ، همان خواهی شد

شعر در مورد ادم بی لیاقت

تاکنون دوستی را پیدا نکرده ام

که به اندازه تنهایی لایق رفاقت باشد

شعری درباره بی لیاقتی

هیچ کس آنقدر ابله نیست

که برای هیچ گونه کاری لیاقت نداشته باشد

شعر لیاقت

هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد

و کسی که چنین لیاقتی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود

شعر لیاقت نداشتن

خرابی کار یک مملکت از دو چیز است :

نداشتن مردان عالم و لایق

و نبودن آنها بر سر کارهای مملکت

شعر لیاقت عشق

آنکه هفت اقلیم عالم را نهاد

هر کسی را آنچه لایق بود داد

شعر لیاقت شهادت

آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است

انصاف بده چه لایق آن دهن است 

شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز

این بی‌نمکی ز شور بختی منست 

شعر در مورد لیاقت


برچسب‌ها: شعر در مورد لیاقت نداشتن,شعری در مورد لیاقت نداشتن,شعر درباره لیاقت نداشتن,شعر در مورد لیاقت داشتن,شعر در مورد لیاقت,شعر در مورد لیاقت عشق,شعر در مورد لیاقت شهادت,شعری در مورد لیاقت,شعر در مورد لیاقت,
+ نوشته شده در ۱۷/۶/۱۳۹۶ساعت ۱۷:۱۵ توسط حسینی مهشید دسته : نظر(0)

گلچین زیباترین شعر در مورد تنهایی

شعر در مورد تنهایی

شعر در مورد تنهایی,شعر در مورد تنهایی و غم,شعر در مورد تنهایی خدا,شعر در مورد تنهایی از حافظ,شعر در مورد تنهایی کوتاه,شعر در مورد تنهایی و غربت,شعر در مورد تنهایی عاشقانه,شعر در مورد تنهایی و سیگار,شعر در مورد تنهایی و خدا,شعر در مورد تنهایی و باران,شعر غمگین در مورد تنهایی,شعر در مورد غم تنهایی,شعر در مورد تنهایی با خدا,شعر درباره تنهایی کوتاه,شعر نو کوتاه در مورد تنهایی,شعر های کوتاه در مورد تنهایی,شعر در مورد تنهایی عاشق,شعر تنهایی,شعر تنهایی غمگین,شعر تنهایی کوتاه,شعر تنهایی و غربت,شعر تنهایی در غربت,شعر غمگین تنهایی کوتاه,شعر غمگین تنهایی جدید,شعر تنهایی و غمگین,شعر های غمگین تنهایی کوتاه,شعر عاشقانه غمگین تنهایی,شعر های تنهایی و غمگین,شعر غمگین تنهایی خیانت,شعر خیلی غمگین تنهایی,دانلود شعر غمگین تنهایی,شعر کوتاه تنهایی غمگین,شعر کوتاه تنهایی جدید,شعر کوتاه تنهایی عاشقانه,شعر کوتاه تنهایی,شعر های تنهایی کوتاه,شعر از تنهایی کوتاه,شعر درباره تنهایی کوتاه,شعر نو کوتاه تنهایی,شعر تنهایی و غربت,شعر تنهایی غربت,شعر در مورد تنهایی و غربت,شعر در وصف تنهایی,شعر به وصف تنهایی,شعری در وصف تنهایی,شعر در وصف تنهایی,شعر زیبا در وصف تنهایی,شعر نو در وصف تنهایی,شعر کوتاه در وصف تنهایی,شعر در وصف شب تنهایی,یک شعر در وصف تنهایی,شعری در وصف تنهایی,شعری زیبا در وصف تنهایی,شعر در وصف تنهای,شعر در وصف تنهای,اشعار زیبا در وصف تنهایی,شعر های زیبا در وصف تنهایی,شعرهایی در وصف تنهایی,شعر درباره تنهایی,شعر درباره تنهایی و دلتنگی,شعر درباره تنهایی و غم,شعر درباره تنهایی شب,شعر درباره تنهایی و دریا,شعر درباره تنهایی کوتاه,شعر در مورد تنهایی مرد,شعر در مورد تنهایی خدا,شعر در مورد تنهایی از حافظ,شعر در مورد تنهایی و غربت,شعر در مورد تنهایی و دلتنگی,شعر در مورد تنهایی شب,شعر در باره شب تنهایی,شعری در باره شب تنهایی,شعری در مورد شب تنهایی,شعر نو درباره شب تنهایی,شعر درباره شب و تنهایی,شعر های کوتاه در باره تنهایی,شعر کوتاه در باره تنهایی,شعر کوتاه درباره ی تنهایی,شعر در مورد تنهایی و خدا,شعر در مورد تنهایی با خدا

شعر در مورد تنهایی

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد تنهایی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

همه را کنار میگذاری

و دلت میخواهد

همان که کنارت گذاشت

مزاحم تنهایی ات شود..

شعر در مورد تنهایی

هواهای

دونفره را

تنهایی قدم زدیم

با

یاد کسانی

که

هوای ما را نداشتند..

شعر در مورد تنهایی و غم

و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد

گاه از دو روزنه ی رخسارم

گاه در نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم

گاه در باز دمی اندوهناک که با زحمت

از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند

و گاه در وجودم که به هیچ پایانی نمی رسید مگر تنهایی

شعر در مورد تنهایی خدا

می بینی ای لحظه های خالی از احساس تهی

می بینی که چه صدای خرد شدن دست های خزان شده اش

در دست های تنهایی کسل آور است و تو را نیز بی رمق می کند

آه ، پس او چه می گفت ؟

شعر در مورد تنهایی از حافظ

من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی

ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی

شعر در مورد تنهایی کوتاه

هرکس به میزانی که تنهایی نیاز دارد

عظمت دارد و بی نیاز تر است

شعر در مورد تنهایی و غربت

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

با اشک تمام کوچه را تر کردم

وقتی که شکست بغض تنهایی من

وابستگی ام را به تو باور کردم

شعر در مورد تنهایی عاشقانه

من آن گلبرگ مغرورم نمی میرم ز بی آبی

ولی بی دوست میمیرم در این مرداب تنهایی

شعر در مورد تنهایی و سیگار

عشق من تو باش

نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم

تو باش تا در دنیای بزرگ تنهایی ام تنهاترین باشی

شعر در مورد تنهایی و خدا

بلندترین شاخه ی درخت

یک واژه را خیلی خوب می فهمد و آن هم تنهاییست

شعر در مورد تنهایی و باران

کم نامه ی خاموش برایم بفرست

از حرف پرم گوش برایم بفرست

دارم خفه می شوم در این تنهایی

لطفا کمی آغوش برایم بفرست

شعر غمگین در مورد تنهایی

شب من پنجره ای بی فردا

روز من قصه ی تنهایی ما

مانده بر خاک و اسیر ساحل

ماهی ام ، ماهی دور از دریا

شعر در مورد غم تنهایی

بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم

افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم

بیا مثل پروانه های غریب نیاز

به مهتاب شب های تنهایی عادت کنیم

شعر در مورد تنهایی با خدا

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

وسعت تنهایی ا م را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من

گریه پنهانیم را حس نکرد

شعر درباره تنهایی کوتاه

درد غریبیست تنهایی و بی کسی

امان از دلی که دلبر ندارد

شعر نو کوتاه در مورد تنهایی

تو آسمان دنیا هر کسی ستاره ای دارد

چرا وقتی نوبت ماست آسمان جایی ندارد

شعر های کوتاه در مورد تنهایی

هر کس در دنیا باید یکی را داشته باشد که حرف های خود را با او بزند،

آزادانه و بدون رودربایسی و خجالت،

به راستی انسان از تنهایی دق می کند!

شعر در مورد تنهایی عاشق

ﮐﯿﻨﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ

ﻋﺸﻘﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ!

ﺩﺷﻤﻨﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﻮﺩﻩ ﺍﻡ

ﺩﻭﺳﺖ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺰﯾﻨﻢ…

شعر تنهایی

من اگه خدا بودم یه بار دیگه تموم بنده هام رو میشمردم ببینم که یه وقت یکیشون تنها نمونده باشه ،

و هوای دو نفره ها رو اونقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم !

شعر تنهایی غمگین

گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید..

نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی،

بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت

دیوار را خراب میکند!

شعر تنهایی کوتاه

باید به فکر تنهایی خودم باشم.

دست خودم را می‌گیرم و

از خانه بیرون می‌زنیم.

در پارک،

به جز درخت،

هیچ‌کس نیست.

روی تمام نیمکت‌های خالی می‌نشینیم،

تا پارک،

از تنهایی رنج نبرد!

دلم گرفته،

یاد تنهایی اتاق خودمان می‌افتم،

و از خودم خواهش می‌کنم،

به خانه باز گردد ..

شعر تنهایی و غربت

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

با اشکتمام کوچه را تر کردم

وقتی که شکست بغض تنهایی من

وابستگی ام را به تو باور کردم

شعر تنهایی در غربت

میزنم کبریت بر تنهایی ام

تا بسوزد ریشه بیتابی ام

میروم تا هر چه غم پارو کنم

خانه ام را باز هم جارو کنم

شعر غمگین تنهایی کوتاه

تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم

گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !

شعر غمگین تنهایی جدید

مثل آتیش تو صحرا / یا که طوفان تو دریا

مثل ظلمت توی شب ها / جون به لب موندم و تنها

شعر تنهایی و غمگین

پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاست

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست

در این ساحل که من افتاده ام خاموش

غمم دریا ، دلم تنهاست

شعر های غمگین تنهایی کوتاه

غربت آن نیست که تنها باشی / فارغ از فتنه ی فردا باشی

غربت آن است که چون قطره ی آب / در به در ، در پی دریا باشی

غربت آن است که مثل من و دل / در میان همه کس یکه و تنها باشی

شعر عاشقانه غمگین تنهایی

وقتی که تنهایی میاد ، حس می کنم که بی کسم

ثانیه ها نمی گذرن ، هیچ موقع فردا نمیآد

دلم دیگه زندگی رو با اینهمه درد نمیخواد

شعر های تنهایی و غمگین

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم

حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم

شعر غمگین تنهایی خیانت

کاش میشد هیچکس تنها نبود

کاش میشد دیدنت رویا نبود

گفته بودی باتو میمانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

شعر خیلی غمگین تنهایی

کاش بودی و دلم تنها نبود

تا اسیر غصه ی فردا نبود

کاش بودی تا برای قلب من

زندگی اینگونه بی معنا نبود

دانلود شعر غمگین تنهایی

با من حرف بزن

من تنها تنهایی هستم

که جز تو

کسی‌ نمی تواند شریک تنهاییم باشد

با من حرف بزن

که من تنها صدایی هستم

که بی‌ تو در سکوت خود خیره می‌‌شوم

با من حرف بزن

که روزگارم نه که نمی گذرد

که تمام دنیای من بی‌ تو جمعه می‌‌گذرد.

شعر کوتاه تنهایی غمگین

هر چقدر هم که بگوییم:

مردها فلان

زن ها فلان

یا تنهایی خوب است

و دنیا زشت است؛

آخرش روزی قلبت

برای کسی تندتر می زند…!

شعر کوتاه تنهایی جدید

تو اگر می دانستی

که چه زخمی دارد

که چه دردی دارد

خنجر از دست عزیزان خوردن

از منِ خسته نمی پرسیدی

آه ای مَرد چرا تنهایی..؟

شعر کوتاه تنهایی عاشقانه

جای تو خالی ست!

در تنهایی هایی که مرا 

تا عمیق ترین دره های بی قراری

 می کشانند 

جای تو خالی ست 

در سردترین شبهایی

که لبخند های مهربانی را به تبعید می برند…

جای تو خالی ست 

در دریغ نا مکرری

که به پایان رسیدن را فریاد می کنند 

جای تو خالی ست 

در هر آن نا کجایی!

که منم …

شعر کوتاه تنهایی

تو می روی

این شهر غریب تر از هر روز

آلوده تر از تنهایی

آدم هایش

در پشت یک پنجره پر از انتظار

خفه می شوند

تو می روی

دلتنگی

خودش را توی کافه ها

دود می کند

تو می روی

و شهر و پنجره ها و آدم ها را

روی آخرین سطر این شعر

حلق آویز می کنی.

شعر های تنهایی کوتاه

یاد گرفته‌ام تنهایی را

ماهرانه پشت روزنامه‌ای

پنهان کنم

اما از مهتاب

که بوی شانه‌های تو می‌داد

چیزی را نمی‌توان پنهان کرد.

شعر از تنهایی کوتاه

تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است

شعر درباره تنهایی کوتاه

تنهایی

مهربانم کرده است

شبیه سربازی که

از روی برجک دیده بانی

برای تک تیرانداز آن سوی مرز

دست تکان می دهد

شعر نو کوتاه تنهایی

نگو که تنهایی ام را از بر می‌خوانی

یا شبم را از صبح می‌تکانی

نمی‌توانی…

تو دوری

مشکلی نیست

من همانم که برای دیدن لبخندت

دنیا را قلقلک می‌دهم

 بگذار جهان به من بخندد

تماشای لبخندت

آبروی من است…

آماده باش!

شعر تنهایی و غربت

دیر شده، می دانم!

باید بیایم

باران را در چشم هایت بند بیاورم؛ 

به قلبت نفوذ کنم و

خاطره ی سالها تنهایی ات را پاک کنم! 

باید هر چه عشق دارم

به پایت بریزم

بعد از تو

هیچ حسّی به دردِ من نخواهد خورد…!

شعر تنهایی غربت

آنقدر که دنیا را ریاضی می بینی

محاسبه بلد نیستم

بگو چقدر می ارزد

شکوفه ای که رو به تنهایی این اتاق

تبسم کرده؟

چقدر ضرب و تقسیم لازم است

تا بشود شر فاصله ها را

از روی زمین کم کرد؟

بگو هر صد کیلومتر چقدر می سوزاند

پرنده ای که

راه لانه اش را گم کرده؟

شعر در مورد تنهایی و غربت

تنهایی

خیابانی است

که با تو

از آن عبور می کنم

اما

در میان راه

دستم را رها می کنی

و من می مانم وُ

بوق ممتدی

که گوش زندگی ام را

کر می کند…

نمی‌دانم

در کجای عشق، ایستاده‌ام!؟

خوب است یا بد؟

اما دلم دیگر برایت

تنگ نمی‌شود،

نمی‌تپد!

شعر در وصف تنهایی

نم‌نم

به لطفِ گریه

از “غم” گذشته‌ام…

من به تَرکِ عادت‌ها

عادت کرده‌ام؛

بر گشته‌ام

به اوّلِ اوّلِ آشنایی

به همان روزهای بی”تو”یی

تنهایی.. تنهایی.. تنهایی…

شعر به وصف تنهایی

خدا بعضی ها را

از چشمهای‌شان آفریده

اول چشم‌های مرا آفریده مثلا

بعد زل زده توی مردمک‌هایم

و با خودش گفته

باید چیزی شبیه باران بیافرینم

که دست از سر این دو تا دایره ی محزون برندارند!

بعد

برای چشم‌هایم صورتی کشیده

دست

پا

قلب

و گفته این آدم حتما باید زن باشد

ابْر مونثی

که یک عمر ببارد

گاهی

سر بر شانه ی کوهی

و گاهی

در عمق تنهایی

شعری در وصف تنهایی

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته

شعر می گویم به یادت در قفس غمگین و خسته

من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی

ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شب های مستی

شعر در وصف تنهایی

صبح تا شب این شده کارم، که واسه چشات بیدارم

تو خدای عاشقایی، تو تموم کس و کارم

تو به داد من رسیدی، وقتی تنهاییم وُ دیدی

تو نذاشتی برم از دست، اگه چیزی هم هنوز هست.

شعر زیبا در وصف تنهایی

شب اگر باشد و

مـِی باشد و

مـن باشم و تـو

به دو عـالـم ندهم

گوشـه‌ی تنـــهایی را …

شعر نو در وصف تنهایی

تو آفتابی

هرصبح

می تابی برپنجره ی خیالم

و نورمی پاشی

روی سایه ی تنهایی ام

امروز را

عاشقانه بتاب رؤیای من!

شعر کوتاه در وصف تنهایی

سفرهای تنهایی همیشه بهترند

کنارِ یک غریبه می‌‌نشینی

قهوه ات را می‌‌خوری

سرت را به پشتی‌ صندلی

تکیه میدهی‌ تا وقت بگذرد

به مقصد که رسیدی

کیف و بارانی ات را بر میداری

به غریبه ی کنارت

سری تکان می‌‌دهی‌ و می‌‌روی

همین که زخمِ آخرین آغوش را

به تن‌ نمی‌کشی

همین که از دردِ خداحافظی

به خود نمی‌‌پیچی‌

همین که تلخی‌ یک بغض را

با خودت از شهری به شهری نمیبری

همین یعنی‌ سفرت سلامت…

شعر در وصف شب تنهایی

شاخه ای تنها بودم

نه می فهمیدم

زمین چیست

نه آسمان!

یک شعر در وصف تنهایی

تو راست می گفتی

تکرار، بلای جان هر آغوشی ست

آن روز ها

ما فقط برای هم حجم بودیم

و تمام دوستت دارم ها

حرف بودند

بگذریم…

خواستم بگویم

اولین شب تنهایی

زیاد سخت نبود

دارم بدون تو صبحانه می خورم.

شعری در وصف تنهایی

شعر در مورد تنهایی,شعر در مورد تنهایی و غم,شعر در مورد تنهایی خدا,شعر در مورد تنهایی از حافظ,شعر در مورد تنهایی کوتاه,شعر در مورد تنهایی و غربت,شعر در مورد تنهایی عاشقانه,

+ نوشته شده در ۱۶/۶/۱۳۹۶ساعت ۱۸:۵۰ توسط حسینی مهشید دسته : نظر(0)

گلچین زیباترین شعر در مورد صبح بخیر

شعر در مورد صبح بخیر

,شعر در مورد صبح بخیر,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعر در مورد صبح بخیری,شعری در مورد صبح بخیر,شعر در مورد صبح بخیر,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعری در مورد صبح بخیر,شعر کوتاه در مورد صبح بخیر,شعری در مورد سلام صبح بخیر,شعر درباره صبح بخیر,شعر درباره صبح بخیر گفتن,شعری درباره صبح بخیر,شعر درباره سلام صبح بخیر,شعر درمورد صبح بخیر,شعری در باره صبح بخیر,شعر کوتاه درباره صبح بخیر,شعر در مورد سلام صبح بخیر,شعر در مورد سلام و صبح بخیر,شعر درباره سلام و صبح بخیر,شعر درباره صبح بخیر,شعر درباره صبح به خیر,شعر نو درباره صبح بخیر,شعر صبح بخیر,شعر صبح بخیر عاشقانه,شعر صبح بخیر جدید,شعر صبح بخیر کودکانه,شعر صبح بخیر زیبا,شعر صبح بخیر گفتن,شعر صبح بخیر عزیزم,شعر صبح بخیر دوستانه,شعر صبح بخیر عشقم,شعر صبح بخیر طنز,شعر صبح بخیر عاشقانه,شعر صبح بخیر عاشقانه جدید,اشعار صبح بخیر عاشقانه,شعر کوتاه صبح بخیر عاشقانه,شعر سلام صبح بخیر عاشقانه,شعر های عاشقانه صبح بخیر,شعر نو صبح بخیر عاشقانه,شعر سلام و صبح بخیر عاشقانه,شعر عاشقانه صبح بخیر گفتن,شعر صبح بخیر کودکانه,شعر کودکانه برای صبح بخیر,شعر سلام صبح بخیر کودکانه,متن شعر صبح بخیر کودکانه,اشعار صبح بخیر زیبا,شعر زیبای صبح بخیر,زیباترین شعر صبح بخیر,شعر زیبا برای صبح بخیر گفتن,شعر صبح زیبایت بخیر,شعر زیبا درباره صبح بخیر,شعر زیبای سلام صبح بخیر,شعر زیبا درمورد صبح بخیر,شعر های زیبا صبح بخیر,اشعار صبح بخیر گفتن,شعر برای صبح بخیر گفتن,شعر برای صبح بخیر گفتن,شعری برای صبح بخیر گفتن,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعر عاشقانه برای صبح بخیر گفتن,شعر صبحت بخیر عزیزم,شعر صبحت بخیر عزیزم از کیست,شعر صبح بخیر عزیزم,شعر صبحت بخیر عزیزم,داستان شعر صبحت بخیر عزیزم,شاعر شعر صبحت بخیر عزیزم,فلسفه شعر صبحت بخیر عزیزم,شعر ترانه صبحت بخیر عزیزم,شعر صبحت بخیر عزیزم از معین,شعر صبح بخیر عشقی,شعر صبح بخیر خنده دار

شعر در مورد صبح بخیر

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد صبح بخیر برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

صبح شد …

آی نمی‌باید خفت

چشم بگشای که خورشید شکفت

باز کن پنجره را با دمِ صبح

باید از خانه‌ی دل

گَرد پریشانی رُفت

شعر در مورد صبح بخیر

به دور باغ دل، پرچین تان سبز

شکفتن های عطرآگین تان سبز

نسیم و سبزه و گل غرق آواز

هوای صبح فروردین تان سبز

شعر در مورد صبح بخیر گفتن

من برگ گلم باغ شبستان من است

وآن‌ بلبل خوش‌ لهجه غزلخوان من‌ است

نوباوهٔ شب که شبنمش می‌ خوانند

هر صبح به نیم‌ بوسه مهمان من است

شعر در مورد صبح بخیری

کی میرسد…

آن صُبح

که من صدایِت بزنم

تو بگویی جِانا…

شعری در مورد صبح بخیر

باز هم صبح شد ، از پنجره‌ ی احساسم

نورِ عشقِ تو بر این سینه‌ ی من می تابد…

شعر در مورد صبح بخیر

تو غافلگیـرِ “ای وای” و کمی صبح

سری زیـر و “بفرمای” و کمی صبح

حیـــاط و میــهمان و عطــــرِ باران

چه حالی میدهد چای و کمی صبح

شعر در مورد صبح بخیر گفتن

خدا را چه دیدی؟!

شاید هم روزی،

خیال بافی های

دلِ عاشق پیشه ام

به حقیقت بپیوندد!

و من صبح را در

“آغوشِ گرمِ تو”

آغاز کنم…

شعری در مورد صبح بخیر

عشق است اینکه یک نفر آغاز می‌ کند

هر روز صبح را به هوای سلام تو

شعر کوتاه در مورد صبح بخیر

تو دو دیده فرو میبندی و گویی روز روشن کو

زند خورشید بر چشمت که اینک من تو در بگشا

شعری در مورد سلام صبح بخیر

چه صبح قشنگی می شود ، اگر

یک روز به جای حسرتت

تو را داشته باشم…

شعر درباره صبح بخیر

غبارِ صبح تماشاست! هرچه باداباد!

تو هم بخند،جهانِ خراب می‌خندد!

شعر درباره صبح بخیر گفتن

نسیم، عطر تو را

صبح با خودش آورد

و گفت:

روزی عشاق با خداوند است!

شعری درباره صبح بخیر

دوباره صبح

هیچ چیزی تغییری نکرده

انگار

تنها

دوست داشتنت

بزرگ تر شده …!

شعر درباره سلام صبح بخیر

صبح

طلوع آفتاب است

در نگاه تو

و من

بزرگترین مزرعه

آفتاب گردان

شعر درمورد صبح بخیر

صبحت

به خیر خورشید !

وقتی که می دمیدی

ماهِ مرا ندیدی…؟!

شعری در باره صبح بخیر

با یاد تو رقص قاصدکـــــها زیباست

رنگیـــنه کمانی از تماشـــــا زیباست

فنجان صدف، موج و علف، چایی و کف

صبحــــانه ی باران لب دریا زیباست

شعر کوتاه درباره صبح بخیر

شادی اش طلوع همه آفتاب هاست

و صبحانه

و نان گرم

و پنجره ای که صبحگاهان

به هوای پاک گشوده می شود

و طراوت شمعدانی ها

در پاشویه ی حوض

شعر در مورد سلام صبح بخیر

بگذار ردیف کنم

خواستنت را

قافیه ی صبحگاهی دستانت

عجیب به صبحهایم می آید.

شعر در مورد سلام و صبح بخیر

صبح

از نگاه خواب آلود من

نمای بسته ی توست!

شعر درباره سلام و صبح بخیر

صبح است و صبا مشک فشان می‌گذرد
دریاب که از کوی فلان می‌گذرد
برخیز چه خسبی که جهان می‌گذرد
بوئی بستان که کاروان می‌گذرد

می‌ خواهم

هر صبح که پنجره

را باز می‌ کنی

آن درخت روبه‌ رو من باشم

فصل تازه من باشم

آفتاب من باشم

استکان چای من باشم

و هر پرنده‌ای

که نان از انگشتان

تو می‌ گیرد

شعر درباره صبح به خیر

صبح شد بیدار شو ، مهتاب بر بالین توست

آسمان با آن شکوهش ،بهت این آذین توست

چشم دل را بازکن برنغمه خوان خوش سخن

دلبری ها می کند،هر صبح عطرآگین توست

شعر نو درباره صبح بخیر

صبح

خورشید نگاهت

به سرش خواب ندارد؟

پس بیا

خوب نگهم کن

که دلم تاب ندارد

شعر صبح بخیر

صبح است و هوای دل من مثل بهار است

پلکی بزن و صبــح بخیر غــــزلم باش

شعر صبح بخیر عاشقانه

گاهی

صبح ها

زودتر از تمام پرندگان

پریده ام !

از خوابی

که تو در آن

نبوده ای !

شعر صبح بخیر جدید

چای سر صبح را

باید با نگاه تو طعم دار کرد

چه چیزی تلخ تر از قند

در حضور چشم های تو …

شعر صبح بخیر کودکانه

سحر خیز تر از من

عشقِ تو است؛

که هر صبح

زودتر از من بیدار می شود

وَ تا آخرِ شب

چشم روی هم نمی گذارَد…

شعر صبح بخیر زیبا

صبح هم

خواب می ماند

وقتی که من

برای دوست داشتن تو

سحر خیز می شوم

شعر صبح بخیر گفتن

صبح است ساقیا  قدحی پر شراب کن

دور فلک درنگ شتاب ندارد  شتاب کن

زان پیشتر که عالم فانی  شود خراب

مارازجام باده گلگون خراب کن

شعر صبح بخیر عزیزم

سلام صبح شده، شیشه مه گرفته ی زندگیت را پاک نمی کنی؟

منظره قشنگی در انتظارته…

امروز، اولین روز بقیه ی زندگی توست.

شعر صبح بخیر دوستانه

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است

از دیدن خورشید جانم تا جان ببخشد و ذوب کند

یخهای کسالت و اندوه را تو با چشمانت زندگی و شادی

را برایم به ارمغان می اوری ساده می ایی

و پر شکوه و چه میدانی از غوغا و بلوایی که بپا میکنی دردرونم .

چشانم سخت تورا میجویند ای جاری زلال .

ای تابیده بر دلت مهر.

و من باز هم از دستانت شکوفه مهربانی میچینم امروز

شعر صبح بخیر عشقم

لبخند خدا یعنی همین باز شدن پلک های هر روزت…

دوباره امروز متولد شدی “آدم”

پس خجسته باد هر روزت…

شعر صبح بخیر طنز

سلاااااااام دوستان

سلاااااااام زندگی

عجب صبحی است امروز

زیباترین صبح خدا در حال آغاز است

سلااااااام ای شاهکار خلقت

شعر صبح بخیر عاشقانه

ﭼـﺸـﻤـﻬـﺎ ﺭﺍ بستم …

و باز،باز کردم

این صبح ﺟـﻮﺭ ﺩﯾـﮕـﺮ ﺩﯾـﺪﻡ …

ﺑـﺎﺯ ﻫـﻢ ﻓـﺮﻗـﯽ ﻧـﺪﺍﺷـﺖ …

ﺗـــــﻮ ﻫـﻤـﺎﻥ عزیز،عزیزی

سلام عزیزم.صبحت بخیر

شعر صبح بخیر عاشقانه جدید

“صبح”

یعنی بوی گل مریم

که سراسر شب را پر کرده بود

و حالا با نوازش حس بویایی ات

بیدارت می کند…

“صبح”

یعنی آغاز؛

آغاز یک عبور

و دریچه یک”سلام” …

گوش کن! …

در نبض کودکانه ی صبح،

این راز برکت است که می نوازد…

به حرکت سلام کن …

اشعار صبح بخیر عاشقانه

سلام صبح بخیر دوستان

انوار طلایی خورشید نوید مهربانی ولطف پروردگار را میدهند

که دراین روز زیبا به روی همگی مالبخند میزند

بیاید به یکدیگر لبخند بزنیم وصبحی پرازعشق ومهربانی را آغاز کنیم

که عشق منشا درمان همه دردهای بشریست .

صبح همگی بخیر روز خوب و سرشار از شادی برای همگی مان آرزو دارم .

شعر کوتاه صبح بخیر عاشقانه

هر صبح!

پلکهایت؛

فصل جدیدی از زندگی را ورق میزند،

سطر اول همیشه این است:

“خدا همیشه با ماست”

شعر سلام صبح بخیر عاشقانه

یک استکان بوسه داغ…

یه بشقاب بزرگ عشق بی پیرایه…

یه پیاله گل سرخ…

یه کف دست نان صداقت…

از شکر خودت هم کمی بریز تا شیرین شود…

این صبحانه”عشق”است باتو خوردن صفا دارد…”صبح نازت بخیر عشقم”

شعر های عاشقانه صبح بخیر

این صبح شورانگیزِ مست

صبح طرب خیزی که هست؛

آئینه ی مهر خداست

یک جلوه ازآئینه هاست

برخیز و درآئینه ها لبخند را آغاز کن

خورشید “روز”آورده است

در را به رویش بازکن

آه ای خدای صبح نو

پروردگارِ روشنی!

شکرت که در قلب تؤام

شکرت که در قلب منی…

ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﺑﺎشه

شعر نو صبح بخیر عاشقانه

امیدوارم صبحی رو که میخوای شروع کنی

با یه دنیا امید + یه بغل آرزوی قشنگ + کلی انرژی مثبت آغاز کنی عزیزم …

شعر سلام و صبح بخیر عاشقانه

سلام من . . . .

به پیچکی که صبح دست سبز او . . .

به سوی آسمان بی کران دراز می شود
سلام من . . .

به آن پرنده سپید و شادمان . .. .

که در سپیده با نسیم . . .

ترانه ساز می شود

شعر عاشقانه صبح بخیر گفتن

باز کن پنجره را

من تو راخواهم برد

به سر رود خروشان حیات

آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز

بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز

باز کن پنجره را

صبح دمید

شعر صبح بخیر کودکانه

طلوع صبح

در چشم های تو

دیدنی ست

وقتی خورشید

ذره

ذره

در نگاهت

آب میشود

شعر کودکانه برای صبح بخیر

صبحی که با سلام تو آغاز می شود

صد پنجره به باغ غزل باز می شود

شعر سلام صبح بخیر کودکانه

از تو در حال منفجر شدنم !

در سرم بمب ساعتی دارم !

شب که خوابم نمی‌برد تا صبح ؛

صبح ، سردرد لعنتی دارم …

متن شعر صبح بخیر کودکانه

و من ؛

در طلوع گل یاسی

از پشت انگشت های تو ،

بیدار خواهم شد…

اشعار صبح بخیر زیبا

تو خودت صبح دل انگیز جهانی به خدا

پس تو ای صبح دل انگیز جهان صبح به خیر

شعر زیبای صبح بخیر

چه آغاز باشکوهی است

شفاعت آفتاب

وقتی که صبح

از چشمان تو

طلوع میکند

تا کجا ی تمنا پرتابم میکنی….

که جان شیفته ام

تشنه اغوش خورشید است

زیباترین شعر صبح بخیر

صبح یعنی

طلوع دوباره ی تو

در جان من

امروز هم

سرشار از دوست داشتن توام

مثل دیروز

مثل فردا

شعر زیبا برای صبح بخیر گفتن

برای صبح شدن

نه به خورشید نیاز است

نه خنده های باد ؛

چشم هایت را که باز کنی،

موهایت که پریشان بشود،

زندگی

عاشقانه طلوع خواهد کرد…!

شعر صبح زیبایت بخیر

دست صبح را بگیر

و قدم روی چشم

ساحل بگذار

تا خورشید

روی موهای تو

آفتاب بگیرد

و شهریور

مو به موی

زیبایی ات را

از حفظ کند

شعر زیبا درباره صبح بخیر

از پنجره ، مینیاتور قابش باشی

لبخند و سلام و شعر نابش باشی

پلکی بگشا ، پرنده ها منتظرند

صبح آمده تا تو آفتابش باشی

شعر زیبای سلام صبح بخیر

و صبح یعنی

اشتیـاقِ پنهانِ من

وقتی چشم هایَم

در دریایِ چشم هایـَت غرق شده

و روزش را لبخند میزند

صبح یعنی

تویی چسبیده به عشق

و لحظه هایی که با بویِ زندگی میگـذرد

صبح یعنی

عشقی مملو از تو

شعر زیبا درمورد صبح بخیر

سلام من

به غنچه ای که صبحدم به خنده باز می شود

شعر های زیبا صبح بخیر

به آسمان سلام کن

به خورشید لبخند بزن

عزیزنم

با فنجانی عشق

صبحت را آغاز کن

برخیز

ببین روبرویت نشسته ام

صبح در چشمان تو زیباست…

اشعار صبح بخیر گفتن

بی چتر ترین نوازش بارانی

بر این تنِ خسته عشق , می پوشانی

من صبح به صبح از لبت مینوشم

تو سرگلِ چایِ سبزِ لاهیجانی…!

شعر برای صبح بخیر گفتن

صبح بخیر گفتن ات

مثل خاک

نم خورده

شوق

نفس کشیدن

می دهد…

شعر برای صبح بخیر گفتن

می خواهم

تمام شهر را باخبر کنم

که بدانند

صبح بخیرهایت

با من چه می کند

عجب آشوبی می شود دلم…!

شعری برای صبح بخیر گفتن

صبح بخیر بنفش تو،

از آن سوی گوشیِ تلفن

جنگلی را در من رویاند!

شعر در مورد صبح بخیر گفتن

گرم است هر دو روی این بالش

دومین شمع رو به زوال است

در گوش من فریاد بی پایان کلاغهای سیاه،

تمام شب چشمهای باز بی‌خواب

و حالا دیگر بسیار دیر است برای حتا به خواب فکر کردن

و مرا تاب سپیدی این پرده نیست

صبح بخیر… صبح.

شعر در مورد صبح بخیر گفتن

هر شب فکر می کنم چه کسی فردا صبح

با بوسه ای بر پیشانیت به تو «صبح بخیر» خوااهد گفت

چه کسی دگمه های پیراهنت را خواهد بست

و چه کسی موهایت را که چون نور خورشید دلم

را گرم می کند شانه خواهد زد

و چه کسی آن دو چشم زیبا را خواهد بوسید

دلم خوش ست به صدقه هایی که برای سلامتیت می گذارم کنار

و گرنه دوری تو بزرگت
برچسب‌ها: شعر در مورد صبح بخیر,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعر در مورد صبح بخیری,شعری در مورد صبح بخیر,شعر در مورد صبح بخیر,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعری در مورد صبح بخیر,شعر کوتاه در مورد صبح بخیر,

+ نوشته شده در ۱۶/۶/۱۳۹۶ساعت ۰۴:۴۰ توسط حسینی مهشید دسته : نظر(0)

گلچین زیباترین شعر در مورد شب بخیر

شعر در مورد شب بخیر

شعر در مورد شب بخیر,شعر در مورد شب بخیر گفتن,شعر در مورد شب بخیری,شعری در مورد شب بخیر,شعری در مورد شب بخیر گفتن,شعر در مورد صبح بخیر,شعر در مورد شب بخیر,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعری در مورد صبح بخیر,شعر کوتاه در مورد شب بخیر,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعر درباره شب بخیر گفتن,شعر درباره صبح بخیر گفتن,شعر در مورد صبح بخیر,شعر زیبا در مورد شب بخیر,شعر در مورد صبح بخیری,شعری در مورد صبح بخیر,شعر کوتاه در مورد صبح بخیر,شعری در مورد سلام صبح بخیر,شعر درباره صبح بخیر,شعر درباره سلام صبح بخیر,شعری درباره صبح بخیر,شعر کوتاه درباره صبح بخیر,شعر کوتاه درباره شب بخیر,شعر شب بخیر,شعر شب بخیری,شعر شب بخیر غمگین,شعر شب بخیر عارفانه,شعر شب بخیر دوستان,شعر شب بخیر کوچولو,شعر شب بخیر زیبا,شعر شب بخیر گفتن,شعر شب بخیر ترکی,شعر شب بخیر طنز,شعر شب بخیر عاشقانه,شعر صبح بخیر عارفانه,شعر شب بخیر دوستانه,شعر شب بخیر دوستان,شعر صبح بخیر دوستانه,شعر صبح بخیر دوستان,شعر شب بخیر به دوستان,شعر صبح بخیر برای دوستان,شعر سلام صبح بخیر دوستان,آهنگ شب بخیر کوچولو,آهنگ شب بخیر کوچولو رادیو,شعر شب بخیر کوچولو,آهنگ شب بخیر کوچولو دانلود,آهنگ شب بخیر کوچولو,متن شعر شب بخیر کوچولو,اهنگ لالایی شب بخیر کوچولو,دانلود آهنگ شب بخیر کوچولو Mp3,متن آهنگ شب بخیر کوچولو,شعر صبح بخیر زیبا,شعر زیبای شب بخیر,شعر زیبا برای شب بخیر,شعر زیبا برای شب بخیر گفتن,شعر زیبا در مورد شب بخیر,شعر صبح زیبایت بخیر,زیباترین شعر شب بخیر,شعر زیبا درباره شب بخیر,شعر های زیبا شب بخیر,شعر شب بخیر گفتن,شعر صبح بخیر گفتن,شعر برای شب بخیر گفتن,شعری برای شب بخیر گفتن,شعر برای صبح بخیر گفتن,شعر در مورد شب بخیر گفتن,شعر برای صبح بخیر گفتن,شعری برای صبح بخیر گفتن,شعر صبح بخیر ترکی,شعر ترکی برای شب بخیر,شعر صبح بخیر طنز,شعر شب بخیر خنده دار,شعر صبح بخیر خنده دار,شعر طنز برای شب بخیر,شعر در وصف شب بخیر,شعر در وصف صبح بخیر,شعر در وصف شب بخیر,شعر در وصف صبح بخیر,شعری در وصف شب بخیر,شعری در وصف صبح بخیر,شعر در مورد شب بخیر,شعر در مورد شب بخیر گفتن,شعر در مورد شب بخیر,شعر در مورد صبح بخیر,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعر در مورد صبح بخیر,شعری در مورد صبح بخیر,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعری در مورد صبح بخیر,شعر کوتاه در مورد صبح بخیر,شعر نو در مورد صبح بخیر,شعر درباره شب بخیر,شعری درباره شب بخیر,شعر درباره صبح بخیر,شعر در مورد شب بخیر گفتن,شعر در مورد شب بخیر,شعری در مورد شب بخیر,شعری درباره صبح بخیر,شعری در مورد شب بخیر گفتن,شعر درباره صبح بخیر,شعر در مورد شب بخیر,شعری در مورد صبح بخیر,شعر درباره صبح بخیر گفتن,شعر درباره صبح بخیری,شعر در مورد صبح بخیر,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعر در مورد صبح بخیر,شعر در مورد صبح بخیر گفتن,شعر درباره شب بخیر گفتن,شعر در مورد شب بخیری,شعر کوتاه در مورد شب بخیر,شعر زیبا در مورد شب بخیر,شعری در مورد صبح بخیر,شعر کوتاه درباره صبح بخیر,شعر درباره صبح به خیر,شعر نو درباره صبح بخیر,شعر درباره سلام صبح بخیر

شعر در مورد شب بخیر

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد شب بخیر برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

“شب بخیر”

از زبان کسی که دوستش داری،

فقط یک کلمه ساده نیست؟

“شب بخیر”

یعنی یک روز دیگر همراهت بودم

یک روز دیگر دوستت داشتم

یک روز دیگر حواسم به تو بود

یک روز دیگر جز تو کسی برایم مهم نبود.

خلاصه

“شب بخیر” مهم ترین مکالمه ی کوتاه در آخر شب است

لطفا هیچوقت از کسی که میدانی

منتظر این کلمه است دریغ نکن

چون ممکن است

او به امید همین “شب بخیر” ها

روزش را شب کند

شعر در مورد شب بخیر

شب بخیر ای سبب مستی و شیدائی من

شده عشقِ تو یقین، علتِ رسوائی من

آرزویم همه این است ببینم رویت

تا به پایان برسد این غمِ تنهائی من

شعر در مورد شب بخیر گفتن

امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارم

وای از این حال پریشان که من امشب دارم…

شعر در مورد شب بخیری

شب ز غم چون گذرانم

منِ تنها مانده؟

ای خوش آن‌کس که شبش

تکیه به پهلوی کسی‌ست

شعری در مورد شب بخیر

یک شب بخیرحال مرا خوب می کند

آن را بگو و نسخه ی من را تمام کن

شعری در مورد شب بخیر گفتن

شبان آهسته می گریم

که شاید کم شود دردم

تحمل می رود اما

شب غم سر نمی آید…!

شعر در مورد صبح بخیر

من امشب

خوابِ تورا

می بینم

که

تو فردا

راهِ خود را

خواهی رفت

من و تو

در خواااب

راه

خواهیم رفت

شعر در مورد شب بخیر

شب سردیست

و من با دل سرد

به خودم می گویم:

خبری نیست، بخواب!

باز هم خواب محبت دیدی!

شعر در مورد صبح بخیر گفتن

مثل ماه می مانی

دقیقا همان طور که بعضی شب ها

باید تا صبح منتظر بمانم

شاید جبران ندیدن رویش را

در نابهنگامی اش با خورشید

از دست ندهم

عشق چقدر ساده می تواند

فیلسوف بسازد

و ستاره شناس تحویل دهد

فقط به جرم یک شب بخیر نگفتن.

شعری در مورد صبح بخیر

بی تو احوال مرا در دل شب‌ها داند

هر که بی‌هم چو تویی صبح کند شامی چند

شعر کوتاه در مورد شب بخیر

از تو در حال منفجر شدنم !

در سرم بمب ساعتی دارم !

شب که خوابم نمی‌برد تا صبح ؛

صبح ، سردرد لعنتی دارم …

شعر در مورد صبح بخیر گفتن

شب است، در همه دنیا شب است ، در من شب

مرا بگیر چنان جفت ِ خویش لب بر لب

شعر درباره شب بخیر گفتن

شب

گهواره ایست که

تا صبح

یاد تو را

در خواب های من

تاب می دهد…

شعر درباره صبح بخیر گفتن

بخواب محبوب من

که امشب آرامتر از آنست

که با قصه ای غصه دارش کنم

روی ناز بالش شانه ام بخواب

که فردا بدون احوالپرسی می آید

و بی خداحافظی می رود …

شعر در مورد صبح بخیر

هرشبم پا به پای خاطره ها

تا به دنیای خواب سیر کنم

وقتی از من بریده ای اکنون

شب خود را چگونه خیر کنم؟

شعر زیبا در مورد شب بخیر

خسته از روزمرگی هایم

شب به رؤیای خواب می مانم

می نویسم شبت بخیر عزیز

باز هم بی جواب می مانم

شعر در مورد صبح بخیری

خورشید خاموش ، ستاره روشن

آسمان آبی خاموش ، آسمان سیاه روشن

همه چیز اماده ست که توی خواب امشب

تو رو توی رویاهام ببینم

بهانه بیدار شدنم ، شبت به خیر . . .

شعری در مورد صبح بخیر

خوش آمدی مسافر سرزمین “رویاهای شیرین”

خواهشمند است در بستر بالش خود ارام باشید

تا لحظاتی دیگر اماده پرواز خواهیم شد

تا صبح فردا سفر خوبی برای شما آرزومندیم

شعر کوتاه در مورد صبح بخیر

امیدوارم امشب که می خوابی

سفر زیبایی داشته باشی به دنیای رویاها

عزیزترینم ، تا برگردی به انتظارت بیدار میمونم . . .

شبت بخیر

شب بخیر

عزیزم

پرده چشماتو آروم میکشم روی چشات

بوسه دوستت دارم رو میگیرم از گونه هات

شب به خیر احساس من . . .

شعر شب بخیری

این پیام از من خوابالو ! برای یک آدم خوابالو

در زمان خوابالودگی ، ارسال شده است !

لطفا خوب بخوابید ، شب خوش !

شعر شب بخیر غمگین

امیدوارم امشب که میخوابی قشنگترین و بهترین آدم دنیا رو تو خواب ببینی

ولی سعی کن بهش عادت نکنی چون من هر شب نمیتونم بیام به خوابت !

شبت به خیر

شعر شب بخیر عارفانه

شب بخیر ای آخرین امید من / نذار تاریکی تو قلبت بنشینه

چشاتو بروی شهر شب ببند / تا چشای کوچیکت خواب ببینه

شعر شب بخیر دوستان

ای کاش کنارت بودم تا زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم

و تو اسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد

شبت به خیر عزیزم

شعر شب بخیر کوچولو

باز هم شب شدو و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند

اما تو چشماهای زیبایت را به رویاها بسپار

شب به خیر

شعر شب بخیر زیبا

باز صدا می زنم تو را

امشب بازم میسپارمت به اون کسی که تو دیار بی کسی

بین همه دلواپسی مونس و همدمم بوده تو رو به من هدیه داده

شب به خیر بهانه زندگی

شعر شب بخیر گفتن

تو بخواب نازنینم

به جان تمام دلواپسی هایم قسم

که لحظه ای دیده بر هم ننهم

و نگهبان تمام غزل های بر باد رفته باشم

قول می دهم یک مو نیز از سر قاصدک رویاهایت کم نشود

تو بخواب نازنینم …. شب به خیر

شعر شب بخیر ترکی

خوابی؟

دلم می خواد آروم خوابیده باشی

بی ترس، بی دلهره، بی دلتنگی

دلم می خواد وقتی خوابی اونجا باشم

دم در وایسم، سرمو بچسبونم به چارچوب، نگات کنم

خوب بخوابی گلم

خوابای رنگی ببینی

شعر شب بخیر طنز

مثل یه گنجیشک کوچیک اروم بخواب مهربونم

چشماتو رو هم بذار من اینجا بیدار میمونم

کابوس رو زندون میکنم خواب بد رو میسوزونم

حافظ خواب تو میشیم منو خدای خوب دل

چشمهاتو فردا میبینم خوب بخوابی شبت به خیر

شعر شب بخیر عاشقانه

ای گل سرخ پاییزم شبت به خیر عزیزم

بوسه به پات میریزم شبت به خیر عزیزم

وقت لالایی گفتنه تو خوب بخوابی عشق من

عشقو به پات میریزم شبت به خیر عزیزم

شعر صبح بخیر عارفانه

لالایی کن بخواب قشنگترین یار

منو از خواب غفلت کردی بیدار

لالایی کن بخواب معنی عشقم

الهی بمونی تو سرنوشتم

لالایی کن شبت به خیر عزیزم

تمام عشقمو به پات میریزم

شعر شب بخیر دوستانه

لالایی لا لا بخواب ای گل نازم

که واسه چشای تو قصه می سازم

لالایی لا لا بخواب ای گل سوسن

همه فرشته ها روتو می بوسن

شعر شب بخیر دوستان

‌میخوام وقتی تو خوابی کنار تو بشینم

اگه یه وقت خوابم برد باز خوابتو ببینم

مواظب خودت باش شبت به خیر عزیزم

ای کاش میشد تو خوابت رنگین کمون بریزم

شعر صبح بخیر دوستانه

وقتی تو خوابی،تو مهتاب…..همه چی با من ،غریبه

خواب تو یه سقف کوتاه…پشت اون نوری غریبه

خواب تو،خواب یه گندم….توی سرزمین عشقه

خواب یه قصهء خوب….کفشای غمگین عشقه

خواب تو خواب گل یاس…خواب یه حسِ ِ نجیبه

شعر صبح بخیر دوستان

عزیزم خواب و بیدارت قشنگه

شب من بی تو و بی آب و رنگه

بخواب ای نازنینم, مهربونم, دلنشینم

منم من, عاشقت, آروم باش بهترینم

شعر شب بخیر به دوستان

خوابای رنگی بیبینی

خواب دلتنگی نبینی

شبت به خیر ای مهربون

خوب بخوابی عزیز جون

شعر صبح بخیر برای دوستان

پَروانه امشَب پَر نَزن دور و بر مَعشوقه ام

تَرسم صدای بال تو از خواب بیدارَش کُند.

شعر سلام صبح بخیر دوستان

ﻭﻗﺘﻰ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺭﻭﻯ ﻫﻢ ﻣﻰ ﮔﺬﺍﺭﻡ

ﺧﻮﺍﺏ ﻣﺮﺍ ﻧﻤﻰ ﺑﺮﺩ

ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ!

ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻓﺮﺳﻨﮓ ﻫﺎ

ﻓﺎﺻﻠﻪ…

آهنگ شب بخیر کوچولو

جهان محو نگاه توست بانو

حسود قرص ماه توست بانو

مهم دلتنگی شب های من نیست

مهم چشم سیاه توست بانو

آهنگ شب بخیر کوچولو رادیو

دلم کسی را می خواهد؛ که هر شب به من بگوید :دوستت دارم…

و هر روز آنرا ثابت کند…!!

شعر شب بخیر کوچولو

میخوابم

تا نبودنت کمتر آزارم دهد

اما

رویاهایت…

آهنگ شب بخیر کوچولو دانلود

اعتراف میکنم :

از بس ساعت یک و دو نصفه شب میخوابم،

یه بارم که ساعت ده شب خوابم میگیره ،

فکر میکنم مریض شدم

آهنگ شب بخیر کوچولو

چقدر شَب اضافه می آید

وقتی که نیستی

متن شعر شب بخیر کوچولو

خوابید…

بدون

” شب بخیر “

شاید می دانست

بی او ؛

هیچ ساعتی از زندگیم به خیر نیست…!

اهنگ لالایی شب بخیر کوچولو

خورشید خاموش، ستاره روشن

آسمان آبی خاموش، آسمان سیاه روشن

همه چیز اماده ست که توی خواب امشب

تو رو توی رویاهام ببینم

بهانه بیدار شدنم، شبت به خیر...

دانلود آهنگ شب بخیر کوچولو Mp3

شب که می‌شود

شروع می‌شود

ای کاش های من

متن آهنگ شب بخیر کوچولو

اینجورى نوشته میشه :خوابیدى؟!

اینجورى خونده میشه :بهت احتیاج دارم…

شعر زیبای شب بخیر

آخرین فردی که درست قبل از خواب در موردش فکر میکنید

کسی است که “قلب” شما به او تعلق دارد . .

شعر زیبا برای شب بخیر

خـوابَم نِمے بَــرَد

بِه هَمـه چیز فِکر کَـرده اَم

بیشتَر بِه تُــو

وَ می دانَــم کِه خوابــے

وَ قَبل اَز بَسته شُدَن چَشــم هآیَـتــــ

بِه هَمه چیــز فِکــر کَرده ای

جُـــز مَـن!

شعر زیبا برای شب بخیر گفتن

آرامش شب نصیب کسانی که

دعا دارند ، ادعا ندارند

نیایش دارند ، نمایش ندارند

حیا دارند ، ریا ندارند

رسم دارند ، اسم ندارند

شبتون خوش

شعر زیبا در مورد شب بخیر

آرامش آسمان شب

سهم قلبتان باشد

و نور ستاره ها

روشنى ِ بى خاموش ِ تمام لحظه هایتان

شبتون مهتابی

زیباترین شعر شب بخیر

خـــدایا

در این شـب زیبا

ایـمان غبار گرفته ما را

در باران رحمت خویـش پاک کن

شب تون بخیر و سرشار از

آرامش در پناه خـدا

شعر زیبا درباره شب بخیر

خدایا ….

ستاره هاى اسمانت را سقف خانه

دوستانم کن تا زندگیشان

مانند ستاره بدرخشد …..

“شب بخیر”

شعر های زیبا شب بخیر

خـدایا

بجز خودت به دیگرى واگذارمان نکن تویى پروردگار ما

پس قراردہ بى نیازى درنفسمان

یقین در دلمان

روشنى در دیدہ مان

بصیرت درقلبمان . . .

شبتون مملو از عطر خدا

شعر شب بخیر گفتن

خدایا امروزمان گذشت

فردایمان را با گذشتت شیرین کن

ما به مهربانیت محتاجیم

رهایمان نکن

خدایا شب ما را با یادت بخیر کن

شعر برای شب بخیر گفتن

خـدایا

بجز خودت به دیگرى واگذارمان نکن تویى پروردگار ما

پس قراردہ بى نیازى درنفسمان

یقین در دلمان

روشنى در دیدہ مان

بصیرت درقلبمان . . .

شبتون مملو از عطر خدا

شعری برای شب بخیر گفتن

انتهای شب

نگرانی هایت را به خدا بسپار

آسوده بخواب خدا بیدار است

شبتون بخیر

و سرشار از آرامش آسمونی

شعر در مورد شب بخیر گفتن

در قلب خود

باور داشته باشید

که حادثه ای شگفت انگیز

قرار است اتفاق بیفتد

باورکنیدهمان میشود که باوردارید

عاشق زندگی تان باشید

شبتون پر از آرامش

شعر ترکی برای شب بخیر

وقت خواب است و

دلم پیش تو سرگردان است

شب بخیر ای نفست

شرح پریشانی من

شعر شب بخیر خنده دار

انتهای شب شد

دلها به فردا امیدوار

چشمها پر از خواب

همه میگویند زندگی بالا و پایین دارد

اما زندگی هر چه که هست

جریان دارد . . .

شعر طنز برای شب بخیر

مهم نیست دور باشی یا نزدیک

از رو به رو بیایی

یا که روی بگردانی از من

ماه را از هر طرف که ببینی ماه است !

شبت بخیر ماه زیبای من

شعر در وصف شب بخیر

ایکاش کنارت بودم تا

زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم

و تو اسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد

شبت به خیر عزیزم

شعر در وصف شب بخیر

هم شب شدو  

و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند

اما تو 

چشماهای زیبایت را به رویاها بسپار….

شب به خیر

شعری در وصف شب بخیر

باز صدا می زنم تو را ….

امشب بازم میسپارمت به اون کسی که تو دیار بی کسی بین همه دلواپسی

مونس و همدمم بوده تو رو به من هدیه داده

شب به خیر نازدانه گلم

شعر در مورد شب بخیر

تو بخواب نازنینم ….

به جان تمام دلواپسی هایم قسم،

که لحظه ای دیده بر هم ننهم

و نگهبان تمام غزل های بر باد رفته باشم

قول می دهم یک مو نیز از سر قاصدک رویاهایت کم
برچسب‌ها: شعر در مورد شب بخیر,شعر در مورد شب بخیر گفتن,شعر در مورد شب بخیری,شعری در مورد شب بخیر,شعری در مورد شب بخیر گفتن,شعر در مورد صبح بخیر,شعر در مورد شب بخیر,

+ نوشته شده در ۱۵/۶/۱۳۹۶ساعت ۱۶:۵۶ توسط حسینی مهشید دسته : نظر(0)

گلچین زیباترین شعر در مورد گل

شعر در مورد گل

شعر در مورد گل,شعر در مورد گل سرخ,شعر در مورد گل لاله,شعر در مورد گل یاس,شعر در مورد گل رز قرمز,شعر در مورد گل نرگس,شعر در مورد گل شقایق,شعر در مورد گل و گیاه,شعر در مورد گل محمدی,شعر در مورد گل زرد,شعر در مورد گل رز,شعر در مورد گل رز سفید,شعر کوتاه در مورد گل سرخ,شعر نو در مورد گل سرخ,شعر زیبا در مورد گل سرخ,شعری درباره گل سرخ,شعر عاشقانه درباره گل سرخ,شعری زیبا درباره گل سرخ,شعر در مورد گل رز صورتی,شعری در مورد گل لاله,شعر در باره گل لاله,شعری در مورد گل نرگس,شعری در مورد گل نرگس,شعر عاشقانه در مورد گل نرگس,شعر زیبا در مورد گل نرگس,شعر نو در مورد گل لاله,شعر عاشقانه در مورد گل لاله,شعر در مورد گل یاسمن,شعری در مورد گل یاس,شعر در مورد گل یاس,شعر درباره گل یاس,شعر درباره گل یاسمن,شعری در باره گل یاس,شعر نو در مورد گل یاس,شعری زیبا در مورد گل یاس,شعر زیبا درباره گل یاس,شعری درباره گل نرگس,شعری درباره گل نرگس,شعر نو درباره گل نرگس,شعر عاشقانه درباره گل نرگس,شعر کوتاه در مورد گل نرگس,شعری در مورد گل شقایق,شعر درباره گل شقایق,شعر درباره گل شقایق,شعری درباره گل شقایق,شعر زیبا درباره گل شقایق,شعر درباره گل و گیاه,شعری در مورد گل و گیاه,شعر کودکانه در مورد گل و گیاه,شعر درباره ی گل و گیاه,شعر درباره گل محمدی,شعری درمورد گل محمدی,شعر در باره ی گل محمدی,شعری درباره گل محمدی,شعر نو درباره گل محمدی,شعر در باره گل زرد,شعر نو درباره گل زرد,شعر گل,شعر گل سرخ,شعر گل لاله,شعر گلدان سهراب,شعر گلنار,شعر گل مریم,شعر گل سنگم,شعر گل نرگس,شعر گل رز,شعر گل زرد,شعر گل سرخی,شعر گل سرخ سهراب,شعر گل سرخ من,شعر گل سرخ عاشقانه,شعر به گل سرخ,شعر گل رز قرمز,شعر گل رز صورتی,شعر گل رز سفید,شعر گل لاله عباسی,شعر گل لاله شهیار قنبری,شعر عمر گل لاله,شعر برای گل لاله,شعر با گل لاله,متن شعر گل لاله,شعر کودکانه گل لاله,شعر برای گل لاله,شعری برای گل لاله,شعر گلنار سعید بیابانکی,متن شعر گلنار,دانلود شعر گلنار,شعر آهنگ گلنار,متن شعر گلنار شهرام ملک زاده,شاعر شعر گلنار,شعر ترانه گلنار,شعر صابون گلنار,شعر فیلم گلنار,شعر گل مریم چشماتو وا کن,شعر گل مریم گیتی,شعر گل مریم نوری,شعر گل مریم برای سنتور,شعر گل مریم حیدرزاده,شعر گل مریم,شعر مریم گل ناز منه,متن شعر گل مریم,شعر درباره گل مریم,شعر گل سنگم ستار,شعر گل سنگم هایده,شعر گل سنگم زد بازی,شعر گل سنگم از کیست,دانلود شعر گل سنگم,شعر آهنگ گل سنگم,متن شعر زدبازی گل سنگم,شعر و آکورد گل سنگم,متن کامل شعر گل سنگم,شعر گل نرگس بیا,شعر گل نرگس آبروی دو عالم,شعر گل نرگس شیراز,شعر گل نرگس جوونه زد,شعر گل نرگس نیا,شعر گل نرگس عاشقانه,شعر گل نرگس شاملو,شعر گل نرگس باغت آباد,شعر درباره گل نرگس,شعر گل رز سرخ,شعر گل رز آبی,شعر گل رز عاشقانه,شعر گل رز سفید,شعر نو درباره گل رز,شعر درباره ی گل رز,شعر گل زردم همه دردم,شعر گل زردم,شعر درباره گل زرد,شعر در وصف گل زرد,متن شعر گل زردم,شعر نو گل زرد,شعر گل رز زرد,شعر برای گل زرد,شعر با گل زرد

شعر در مورد گل

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد گل برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

  خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله 

ماه و تو به کف شیشه و در دست پیاله 

در طرف چمن ساقی دوران می عشرت 

در ساغر گل کرده و پیمانهٔ لاله

شعر در مورد پدر , شعر در مورد پدر از دست رفته , شعر در مورد پدر و مادر , شعر پدر , شعر درباره پدر , شعر در مورد پدر و دختر

شعر در مورد گل

بر سرو و سمن لؤلؤ تر ریخته باران 

بر لاله و گل در و گهر بیخته ژاله 

وز شوق رخ و قامت تو پیش گل و سرو 

بلبل کند افغان به چمن فاخته ناله

شعر در مورد مادر , شعر در مورد مادر فوت شده , شعر در مورد مادربزرگ , شعر در مورد مادر از فریدون مشیری , شعر در مورد مادر شهید

شعر در مورد گل سرخ

ای دلبر گلچهره که مشاطهٔ صنعت

بالای گل از سنبل تر بسته کلاله

آهنگ چمن کن که به کف بهر تو دارد

گل ساغر و نرگس قدح و لاله پیاله

شعر در مورد دوست , شعر درمورد دوستی , شعر در مورد دوست خوب , شعر در مورد دوستی و رفاقت , شعر در مورد دوست داشتن

شعر در مورد گل لاله

عید است و به عیدی چه شود گر به من زار 

یک بوسه کنی زان لب جان بخش حواله 

گفتی چه بود کار تو هاتف همهٔ عمر 

هر روز دعا گوی توام من همه ساله

شعر در مورد برادر , شعر در مورد برادرزاده , شعر در مورد برادر فوت شده , شعر در مورد برادر مسافر , شعر در مورد برادر و خواهر

شعر در مورد گل یاس

پای بند قفسم باز و پر بازم نیست

سر گل دارم و پروانه ی پروازم نیست

گل به لبخند و مرا گریه گرفته ست گلو

چون دلم تنگ نباشد که پر بازم نیست

شعر در مورد خواهر , شعر در مورد خواهر و برادر , شعر در مورد خواهر شوهر , شعر در مورد خواهرزاده , شعر در مورد خواهر زن

شعر در مورد گل رز قرمز

همان رنگ و همان روی

همان برگ و همان بار

همان خنده ی خاموش در او خفته بسی راز

همان شرم و همان ناز

همان برگ سپید به مثل ژاله ی ژاله به مثل اشک نگونسار

همان جلوه و رخسار

نه پژمرده شود هیچ

نه افسرده ، که افسردگی روی

خورد آب ز پژمردگی دل

ولی در پس این چهره دلی نیست

گرش برگ و بری هست

ز آب و ز گلی نیست

هم از دور ببینش

به منظر بنشان و به نظاره بنشینش

ولی قصه ز امید هبایی که در او بسته دلت ، هیچ مگویش

مبویش

که او بوی چنین قصه شنیدن نتواند

مبر دست به سویش

که در دست تو جز کاغذ رنگین ورقی چند ، نماند

شعر در مورد عشق , شعر در مورد عشق به فرزند , شعر در مورد عشق مادر به فرزند , شعر در مورد عشق واقعی,

شعر در مورد گل نرگس

کسی می آید …

کسی از باران، از صدای شُرشُر باران، از میان پِچ و پِچ گل های اطلسی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده,

شعر در مورد گل شقایق

گویی از پنجره ها روح نسیم

دید اندوه من تنها را

ریخت بر گیسوی آشفتۀ من

عطر سوزان اقاقی ها را

اکنون تو اینجایی

گسترده چون عطر اقاقی ها

در کوچه های صبح

شعر در مورد ماه مهر , شعر در مورد ماه مهر و مدرسه , شعر در مورد ماه مهرم , شعری در مورد ماه مهر , شعر در مورد متولدین ماه مهر

شعر در مورد گل و گیاه

به زیرِ بارشِ مهرت، دلم خیسِ تمنا شد

تو از گنجِ درونِ خویش، لبانت را نگیر از من

سکوتی تلخ پیچیده، در این میخانه ی ویران

از آن لب های گل ریزت، کلامت را نگیر از من

شعر در مورد گل محمدی

ای صمیمی

هر ستاره

پسته ی خندان راه تو باد.

جفت من

سفری می کنیم اما

دست های خود را به بهاری بخشیم

که همه گل های تنها را

با صداقت

نوازش باشد

چشم خود را به راهی بخشیم

که برای طرح بکر

قدم ها ستایش باشد.

شعر در مورد گل زرد

به انگشت هایت بگو

لب های مرا ببوسند .. 

 به انگشت هایت بگو

راه بیفتند روی صورتم

توی موهام .. 

قدم زدن در این شب گرم

حالت را خوب می کند ..

گل من!

گاهی نفس عمیق بکش و

نگذار تنم از حسودی بمیرد ..

شعر در مورد گل رز

بلبلان از بوی گل مستند و

ما از روی دوست

دیگران از ساغر و

ساقی و ما از یاد دوست.

شعر در مورد گل رز سفید

تنها در خلوت اتاق

با هر چیزی می شود حرف زد

با میز

با دفتر تلفن

با گل های شمعدانی

با هر چه که هست…

اما من دیوانه ام

میان این همه هست

با تو حرف می زنم که نیستی …

شعر کوتاه در مورد گل سرخ

خبری ده به من ای باد که جانان چون است؟

آن گل تازه و آن غنچهٔ خندان چون است؟

روزها شد که دلم رفت و دران زلف بماند

یارب آن یوسف گم‌گشته بزندان چون است؟

شعر نو در مورد گل سرخ

از تو می گفتم

عطر گل، دنیا را می گرفت

پروانه ها دورم می گشتند!

خدا می خندید!

از تو می گفتم

عطر خاک باران خورده

زمین را مسخ می کرد

چتر ها دست آسمان را می بوسیدند

خدا می خندید!

شعر زیبا در مورد گل سرخ

عشق من بر گل رخسار تو امروزی نیست

دیر سالست که من بلبل این بستانم

شعری درباره گل سرخ

این روزها
ساعت شماطه داری در سرم
مدام زنگ می زند
و خاطره ها را بیدار می کند
روزهای بارانی
کوچه های خاکی خیس
دستی که دری را باز می کند
پایی که دری را می بندد
ترکم کرده ای
بی آنکه پیراهنم فراموشی گرفته باشد
یا چترم
یا دستگیره درهای این خانه
هنوز در فکر گلدان روی این میز
دستی
رز قرمزی
عطر لطیف گلایولی
چرخ می زند
و دستی بر شیشه های بخارگرفته می نویسد
ای بی تو ماندن
حکایت ذره ذره مردن من
تو
تو ترکم کرده ای

شعر عاشقانه درباره گل سرخ

به تو

به خاطر تمام شمعدانی هایی که در دلم کاشته ای

و پروانه هایی که از دشت آرامِ حنجره ات

روی انگشت هایم نشانده ای!

به باغبان مغروری

که شانه هایش شهامت من است

و دست‌هایش سرسبزی ام…

برای روزهایی که اگر نبودم

مرا با شکوفه های کوچک شعرهایم

به خاطر بیاوری!

شعری زیبا درباره گل سرخ

و هر صبح ابری

گل آفتابگردان بیداری یکدیگر می شدیم

شعر در مورد گل رز صورتی

گل های لاله عباسی صورتی

کوچه های بن بست

خیابان های خیس

ترانه های قدیمی

تو را بیاد چیزی

یا کسی نمی اندازد ؟

شعری در مورد گل لاله

مثل اینکه باید دست کشید

و عشق را

چون ظرفی عتیقه و نایاب

در پستوها پنهان کرد

ظرفی که هر بار تکه ای از آن را

ناخواسته  شکستیم! 

گاه ترک خورد 

گاهی بر زمین افتاد

و رنگِ گل های زیبایش پرید

شعر در باره گل لاله

گل، رنگ رخ تو دارد ارنه

رنگ رخش از پی چه زیباست؟

شعری در مورد گل نرگس

و گل های شمعدانی

که ایستاده اند

چون جوجه گنجشک های گرسنه

برای سهمی که از دستان تو می گیرند

شعری در مورد گل نرگس

محبوبم

امروز که در آغوشم بودی

چیزی به پنج گانه ی حواسم افزودی

چیزی به رایحه ی گل ها

به طعم های جهان

به فصل ها

ساعت ها

و برای شادی

تعریف تازه ای ساختی

شعر عاشقانه در مورد گل نرگس

ز کویر ِ جان سیمین، نه گل و نه سبزه روید

دل رنگ و بو پسندت، چه کند بهار ما را؟

شعر زیبا در مورد گل نرگس

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر

قربان آن گلی که مرا خوار کرده است

شعر نو در مورد گل لاله

گل قشنگم !

اگر کنارت نباشم

بوی گل و طعم بوسه هات

یادم می رود

بودن یا نبودن

پلک زندگی ماست

در یکی تاب می خوریم

در یکی بی تاب می شویم

و من

در هر پلکی

یکبار دیدنت را می بازم

شعر عاشقانه در مورد گل لاله

چه شب بدی است امشب، که ستاره سو ندارد

گل کاغذی است شب بو، که بهار و بو ندارد

شعر در مورد گل یاسمن

گفتا بدلربائی ما را چگونه دیدی

گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی

شعری در مورد گل یاس

چو نسیم ِ آشنایی، ز کدام سو وزیدی؟

تو که بی قرار کردی، همه لاله زار ما را

شعر در مورد گل یاس

آنکه در خانه دمی با تو به خلوت بنشست

به تماشای گل و لاله و ریحان نرود.

شعر درباره گل یاس

جوانه زده

گلدان کوچکم

دلم کمی بهار می خواهد

نمی آیی؟

شعر درباره گل یاسمن

فصل گل از باده توبه داده مرا شیخ

غیرت باد بهار اگر بگذار

شعری در باره گل یاس

ز چه جوهر آفریدی، دل داغدار مارا؟

که هزار لاله پوشد، پس از این مزار ما را

شعر نو در مورد گل یاس

دل برگذر قافله لاله و گل داشت

این دشت که پامال سواران خزان است

شعری زیبا در مورد گل یاس

چنان نسیم که گلبرگ ها ز گل بکند

برون کنم ز تنت برگ برگ تن پوشت

شعر زیبا درباره گل یاس

نمی دانم

تاثیر خنده های توست

یا ور رفتن با گل های باغچه

که آینه مدتی است

جوان تر از

پارسال نشانم می دهد

شعری درباره گل نرگس

در باغ همه رخ تو بیند

از هر ورق گل، آن که بیناست

شعری درباره گل نرگس

به هوا نیازمندم

به کمی هوای تازه

به کمی درخت و قدری گل و سبزه و تماشا

به پلی که می رساند یخ و شعله را به مقصد

به کمی قدم زدن کنار این دل

و به قایقی که واکرده طناب و رفته رقصان

به کرانه های آبی

به کمی غزال وحشی

به شما نیاز مندم.

شعر نو درباره گل نرگس

هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود

هر که درد تو کشد از پی درمان نرود

شعر عاشقانه درباره گل نرگس

چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت

کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی

شعر کوتاه در مورد گل نرگس

از عکس رخت دل عراقی

گلزار و بهار و باغ و صحراست.‏

شعری در مورد گل شقایق

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها

بی خویشتنم کردی، بوی گل و ریحان‌ها

گه نعره زدی بلبل، گه جامه دریدی گل

تا یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها

شعر درباره گل شقایق

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر

تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شعری درباره گل شقایق

چشم های تو …

گل من! روزی خواهد رسید

روزی خواهد رسید که

انسان های برادر

با چشم های تو همدیگر را خواهند نگریست

با چشم های تو خواهند نگریست …

شعر زیبا درباره گل شقایق

باز آید آن بهار و گل سرخ بشکفد

چندین مثال از نفس سرد و روی زرد

شعر درباره گل و گیاه

تا به بستان ضمیرت گل معنی بشکفت

بلبلان از تو فرومانده چو بوتیمارند.

شعری در مورد گل و گیاه

همیشه چشمانت

دو چشمه ‌اند در خواب‌ هایم

و همین است که

صبح که شعرم بیدار می‌ شود

می ‌بینم بسترم

سرشار از گل عشق توست

و نم ‌نم گیاه و سبزینه …

شعر کودکانه در مورد گل و گیاه

لب‌هایت را

بیشتر از تمامی گل ها دوست می دارم

چرا که لب‌هایت لطیف تر و شکننده تر از تمامی آنهاست.

شعر درباره ی گل و گیاه

پیش رویت دگران صورت بر دیوارند

نه چنین صورت و معنی که تو داری دارند

 تا گل روی تو دیدم همه گل‌ها خارند

تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند

شعر درباره گل محمدی

باران که آمد

گلی در خانه ام رویید

آفتاب که تابید

آیینه ای تمام قد به خانه ام داد

درخت توی ایوان

شانه ای به موهایم بخشید

عزیزکم

تو که آمدی

گل و آینه و شانه را بردی و

شعری به من سپردی!

شعری درمورد گل محمدی

نازنین!

زیر باران سرانگشتانت

بذر کوچک حروف

سطرهایی از گل های آفتابگردانند

که می رقصند با آفتاب نگاهت

شعر در باره ی گل محمدی

بگذار

گل‌های دامنت مستم کند

آبشار نگاهت، غرقم

و من

در نامت شنا کنم

شعری درباره گل محمدی

کی می رسی از راه؟

شعر در مورد گل,شعر در مورد گل سرخ,شعر در مورد گل لاله,شعر در مورد گل یاس,شعر در مورد گل رز قرمز,شعر در مورد گل نرگس,شعر در مورد گل شقایق,شعر در مورد گل و گیاه,شعر در مورد گل محمدی,شعر در مورد گل زرد,شعر در مورد گل رز,

+ نوشته شده در ۱۵/۶/۱۳۹۶ساعت ۱۱:۲۳ توسط حسینی مهشید دسته : نظر(0)

گلچین زیباترین شعر در مورد عشق

شعر در مورد عشق

شعر در مورد عشق,شعر در مورد عشق به فرزند,شعر در مورد عشق مادر به فرزند,شعر در مورد عشق واقعی,شعر در مورد عشق پدر به فرزند,شعر در مورد عشق ممنوع,شعر در مورد عشق یک طرفه,شعر در مورد عشق به خدا,شعر در مورد عشق الهی,شعر در مورد عشق پنهان,شعر درباره عشق به فرزند,شعر درباره عشق مادر به فرزند,شعری در مورد عشق مادر به فرزند,شعر درباره عشق واقعی,شعر در مورد عشق واقعی,شعری درباره عشق واقعی,شعر نو درباره عشق واقعی,شعر زیبا در مورد عشق واقعی,شعر کوتاه در مورد عشق واقعی,شعری درمورد عشق واقعی,شعری در مورد عشق ممنوع,شعر درباره عشق ممنوع,شعری در مورد عشق ممنوعه,شعر درمورد عشق ممنوعه,شعری درباره عشق ممنوع,شعر در مورد عشق یک طرفه,شعری در مورد عشق یک طرفه,شعر درباره عشق یک طرفه,شعر کوتاه در مورد عشق یک طرفه,شعر درباره عشق یک طرفه,شعر درباره ی عشق یک طرفه,شعر زیبا در مورد عشق یک طرفه,شعر نو در مورد عشق یک طرفه,شعری درباره عشق یک طرفه,شعری در مورد عشق به خدا,شعر درباره عشق به خدا,شعر کوتاه در مورد عشق به خدا,شعری زیبا در مورد عشق به خدا,شعری درباره عشق به خدا,شعر در مورد عشق خدا به انسان,شعر حافظ در مورد عشق به خدا,شعر از مولانا در مورد عشق به خدا,شعر نو درباره عشق به خدا,شعر درباره عشق الهی,شعر در مورد عشق پنهانی,شعر درباره عشق پنهان,شعری در مورد عشق پنهانی,شعر عشق,شعر عشقی,شعر عشق پدر به دختر,شعر عشق من,شعر عشق یعنی,شعر عاشقانه,شعر عشق بازی,شعر عشق کوتاه,شعر عشقولانه,شعر عشق به خدا,شعر عشقی غمگین,شعر عشقی زیبا,شعر عشقی کوتاه,شعر عشقی ترکی,شعر عشقی جدید,شعر عشقی طنز,شعر عشقی فارسی,شعر عشقی با عکس,شعر عشقی قشنگ,شعر درباره عشق پدر به دختر,شعر در مورد عشق پدر به دختر,شعر عشق من عاشقم باش,شعر عشق من کودک بمان,شعر عشق من باش,شعر مناظره عشق و عقل,متن شعر عشق من باش,متن شعر عشق من ناز نکن,شعر عطیتک عشق من قلبی,متن شعر عشق من باش بهنام صفوی,شعر سلام ای کهنه عشق من,شعر عشق یعنی یه پلاک,شعر عشق یعنی مستی و دیوانگی,شعر عشق یعنی یک پلاک,شعر عشق یعنی باخدا تنها شدن,شعر عشق یعنی چه,شعر عشق یعنی وقتی که,شعر عشق یعنی فریدون آسرایی,شعر عشق یعنی انتظار,شعر عشق یعنی فریدون,شعر عاشقانه زیبا,شعر عاشقانه حافظ,شعر عاشقانه کوتاه,شعر عاشقانه فروغ,شعر عاشقانه سعدی,شعر عاشقانه شهریار,شعر عاشقانه انگلیسی,شعر عاشقانه برای برادر,شعر عاشقانه دلتنگی,شعر عشق بازیگری,شعر عشق بازی با تو,شعر عشق بازی با خدا,شعر عشق بازی میکنم بانام او,شعر عشقبازی کار هر شیاد نیست,شعر عشق بازی به همین آسانیست,شعر عشق بازی با یار,شعر درباره عشق بازی,شعر عاشقانه عشق بازی,شعر کوتاه عشق واقعی,شعر عشق کوتاه,شعر کوتاه عشق بازی,شعر کوتاه عشق یکطرفه,شعر کوتاه عشق به خدا,شعر کوتاه عشق پنهان,شعر کوتاه عشق کودکی,شعر کوتاه عشق ممنوع,شعر خیانت عشق کوتاه,شعر عشقولانه کوتاه,شعر عشقولانه طنز,شعر عشقولانه جدید,شعر عشقولانه زیبا,شعر عاشقانه احساسی,شعر عشقولانه تولد,شعر عشقولانه ترکی,شعر عشقولانه خفن,شعر عشقولانه ناب,شعر عشق به خداوند,شعر عشق به خدا از مولانا,شعر عشق به خدا حافظ,شعر عشق به خدا از حافظ,اشعار عشق به خدا,شعر عشق خدا به انسان,شعر درمورد عشق به خدا,شعر برای عشق به خدا

شعر در مورد عشق

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد عشق برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

عشق تو مرا از بستر رخوتناکم

آزاد می کند

و از مرگ روزمره

و می گسلاند زنجیرهای نامریی را

که پیوند من است با

امروز، این ساعت و این شهر

شعر در مورد عشق

گر ز هجر تو کمر راست کنم بار دگر

غیر بار غم عشقت نکشم بار دگر

شعر در مورد عشق به فرزند

آقای من

از مبارزه دست نخواهم کشید

تا زندگی پیروز شود

و درختانِ جنگل برگ بیاورند

و عشق به خانه‌ی مردگان وارد شود

که تنها عشق می‌تواند

مردگان را به حرکت درآورد

شعر در مورد عشق مادر به فرزند

پناه می برم به عشق از شر چشمهایت

از وسوسه ی آن نگاه های زلزله خیز

از تو به تو می گریزم 

آنگاه که با رستاخیز واژه ها

راه می افتی و قیامت به پا می کنی

شعر در مورد عشق واقعی

و تنها رنگین کمان های اطراف فانوسهای بی رمق

در مه

از عشق آینده من و تو

خبر دادند

شعر در مورد عشق پدر به فرزند

هنگامی که عشق فرا می خواندتان

از پی اش بروید

گر چه راهش سخت و ناهموار باشد

هنگامی که بالهای عشق در بر می گیردتان

خود را در آن بالها رها کنید

گر چه در لابه لای پرهایش تیغ باشد

و زخمی تان کند

و هنگامی که با شما سخن می گوید

باورش کنید

گر چه طنین کلامش

رویاهایتان را بر هم زند

شعر در مورد عشق ممنوع

نه مرگ ، بی نفس ماندن است

و نه زندگی ، تمامی نفس گرفتن

بلکه زندگی ، یافتن عشق در دیگریست

تا عمر را به یادش صرف کنی

شعر در مورد عشق یک طرفه

عشق تو بی‌روی تو درد دلیست

مشکل عشق تو مشکل مشکلیست

شعر در مورد عشق به خدا

لعنت می کنم آن لحظه مبارک را

که قایقم به جزیره تو برخورد

و شکست

چه مبارک شکستنی

که عشق ساحل تو بود

شعر در مورد عشق الهی

عشق اتفاق نیست

که با آمدن و رفتن ها

از چشم بیافتد

عشق تویی

وجودت که عشق باشد

می بخشی تمامِ مهربانیت را

شعر در مورد عشق پنهان

خداوند نخست عشق را به ما هدیه می کند

آنگاه معشوقی را به ما وام می دهد

تا عشق را با او بیازماییم و پرورش دهیم

و چون میوه عشق رسیده و شیرین شد

آن معشوق که مایه رشد عشق بود به راه خود می رود

و عشق را تنها می گذارد

شعر درباره عشق به فرزند

سردی ولی‌  دوست دارمت

آه محبوبِ مغرورِ من

بر تابستانِ آغوشم بیاویز

بر شعله‌های این عشق

بر اتفاقی‌ که چنین بی‌ بهانه در نگاهم رخ می‌‌دهد

بر تکلمِ ساده ی من از احساسم

بر صداقتِ واژه ها

بر زایشِ گل و شکوفه و بهار

بر دست‌هایی‌ که رازِ قلبم را چنین عریان می‌‌نویسند

بر شانه‌های بی‌ دریغِ من ، بیاویز

شعر درباره عشق مادر به فرزند

عشق چه ارزشی دارد

وقتی کسی را

درست زمانی که

بیشتر ازهمیشه به تو نیاز دارد

رهاکنی ؟

شعری در مورد عشق مادر به فرزند

عشق من

درآنجا چیزی جز سایه نیست

جاییکه من وتو

در رویایمان

دستادست هم گام برخواهیم داشت

اکنون بیا با هم آرزو کنیم که هرگز

نوری برنتابدمان

شعر درباره عشق واقعی

عشق گروگان می گیرد

وارد وجودتان می شود

شما را می بلعد

و رهای تان می کند

تا در تاریکی مویه کنید

شعر در مورد عشق واقعی

از عشق ندانم که کیم یا به که مانم

شوریده تنم عاشق و سرمست و جوانم

شعری درباره عشق واقعی

نه آنکسی که رفته است باز می گردد

و نه آنکسی که مانده است

از انتظار دست می کشد

تو دروغ کدام عشق بودی ؟

که اینگونه بی خیال

گذاشتی ورفتی

شعر نو درباره عشق واقعی

عشق تنها وقتی عشق است که

بی‌چشم‌داشت ارزانی شود

مثلاً نمی‌توانی اصرار داشته باشی

کسی را که دوست می‌داری

حتماً عاشق تو باشد

حتی فکرش هم خنده‌دار است

شعر زیبا در مورد عشق واقعی

از عشق سخن باید گفت

همیشه از عشق سخن باید گفت

بی عشق

روزگارت را زندگی سیاه خواهد کرد

بی عشق

مصیبت است برخاستن

کار کردن

خفتن

نگاه کردن

راه رفتن

نفس کشیدن

بی عشق

هیچ سلامی طعم سلام ندارد

هیچ نگاهی عطر نگاه

شعر کوتاه در مورد عشق واقعی

و اگر عشق مان

چون ترانه ای ناتمام شود

یا به بدرودی ختم

بدان

همیشه یادم خواهد ماند

روزی که چشم در چشم هم شدیم

جهان پر از رنگهای رنگین کمان شد

قبل از آن که ابرهای خاکستری بشوردشان

شعری درمورد عشق واقعی

و عشق

احساس یک  پرستوست

در فصل بهار

آنگاه که اسیر است در قفسِ دست هایت

و در انتظار

که رهایش کنی

در هجومِ حوادثی ناپیدا

شعری در مورد عشق ممنوع

عشق به من می آموزد

که عشق نورزم

و پنجره را بر حاشیه جاده باز کنم

بانو

آیا می توانی از آوای پونه به در آیی

و مرا دو تکه کنی ؟

تو و باقیمانده ترانه ها ؟

شعر درباره عشق ممنوع

تو تمام منی

من تمام اندوه سالخورده زنان سرزمینم

که از سر ناچاری

ردپای عشقشان را در فال‌ها دنبال می‌کنند

شاید روزی برگردد

شاید دوباره مرا بخواهد

شاید مرغ عشق‌ها

و قهوه‌ها

و تاروت‌ها

یک بار راست بگویند

شعری در مورد عشق ممنوعه

می‌گویند گاهی عشق دو انسان نسبت بهم می‌میرد

این درست نیست عشق نمی‌میرد

تنها اگر آنچنان که باید لایق و شایسته‌ی آن نباشید

شما را ترک می‌گوید و می‌رود عشق نمی‌میرد

خود آدم است که می‌میرد

عشق به مانند دریایی‌ست

اگر لایق آن نباشید

اگر باعث تعفن آن شوید

شما را به جایی پس خواهد زد تا بمیرید

آدم که آخرش می‌میرد

منتها من دلم می‌خواد غرق در دریا بمیرم

شعر درمورد عشق ممنوعه

عشق

نه در لبان زنان است

و نه در اندام آنان

عشق

زیر پلک های یک زن جای دارد

و او در زیر پلک هایش نگه می دارد

مرد را

شعری درباره عشق ممنوع

بلعجب دردی است درد عشق جانان کاندرو

دردم افزون می‌شود چندان که درمان می‌کنم

شعر در مورد عشق یک طرفه

نه در نگاه اول

بلکه عشق در آخرین نگاه است

زمانی که می خواهد از تو جدا شود

آن گونه که به تو می نگرد

به همان اندازه دوستت داشته است

شعری در مورد عشق یک طرفه

عشق عشق می‌آفریند

عشق زندگی می‌بخشد

زندگی رنج به همراه دارد

رنج دلشوره می‌آفریند

دلشوره جرأت می‌بخشد

جرأت اعتماد به همراه دارد

اعتماد امید می‌آفریند

امید زندگی می‌بخشد

زندگی عشق می‌آفریند

عشق عشق می‌آفریند

شعر درباره عشق یک طرفه

نمی خواهم که عواطف و احساساتم بازگوی آرزوهای دیگران باشد

عشق بسته بندی شده در پاکت های پستی را دوست ندارم

تو را دوست دارم در آغاز سال

همچنان که تو را در پایان سال

شعر کوتاه در مورد عشق یک طرفه

عشق بزرگتر از همه زمان ها همچنان که وسیع تر از همه مکان هاست

برای همین است که دوست دارم به همدیگر بگوییم عشق مبارک

شعر درباره عشق یک طرفه

عشق ، نظم رایج در کلمات و جملات را بر هم می زند

عشق ، اصول و قانون سرش نمی شود

بر نظام ها و ریشه ها می شورد

و می کوشد که همه چیز را در فرهنگ های عشق ورزی تغییر دهد

شعر درباره ی عشق یک طرفه

بهار

حلول توست

آن گاه که سرگردانی ام را به پایان می بری

در سپیده دم رمضان عشق

شعر زیبا در مورد عشق یک طرفه

بهار

خنده ی توست

آن گاه که دیوار دندانهایت فرو می ریزد

درلحظه ی آوار عشق

شعر نو در مورد عشق یک طرفه

خسته نیستم

نه از عشق

نه از دوستی

و نه از مرگ

با چشم های باز به شب نگاه می کنم

شعری درباره عشق یک طرفه

‏عشق ناشنواست

شما صرفا نمیتوانید بگویید که دوستش دارید

باید عشقت را نشان دهی

شعری در مورد عشق به خدا

بر این جاده بمان

شب برای تو نزول کرده

شاید سپیده دم

یکدیگر را بازیافتیم

آه ای عشقِ بزرگ

ای معشوقه ی کوچک

شعر درباره عشق به خدا

در کوی عشق جان را باشد خطر اگر چه

جایی که عشق باشد ، جان را خطر نباشد

شعر کوتاه در مورد عشق به خدا

درمان درد عشق صبوری بود ولی

با من چرا حکایت سنگ و سبو کنی

شعری زیبا در مورد عشق به خدا

چیست عشق ؟

گاهی یک بوسه

یک نگاه کوتاه

یک لبخند

گونه ای سرخ از شرم نگاه

ضربانی تند

یک دوستت دارم با لکنت

عشق پنهان ترین پیدای عالم است

شعری درباره عشق به خدا

وقتی یاد گذشته می‌کنی

مواظب باش جمعه نباشد

جمعه می‌تواند قاتلت باشد

بی‌رحمی‌اش

مثل عشق من به تو

هنوز پابرجاست

شعر در مورد عشق خدا به انسان

عشق ، انکار شدنی نیست

عشق ، انکارشدنی نیست

شعر حافظ در مورد عشق به خدا

خار عشقت نه چنان پای نشاط آبله کرد

که سر سبزه و پروای گلستان بودم

شعر از مولانا در مورد عشق به خدا

مرا عشق تو در پیری جوان کرد

دلم را در غریبی شادمان کرد

شعر نو درباره عشق به خدا

و خداوند

عشق و انتظار را با هم آفرید

این را من خوب می دانم

منی که از انتظار تو

به عشق رسیدم

شعر درباره عشق الهی

این‌جا که منم ، عشق به سرحد کمال‌ست

صبر است و سلوک‌ست و سکوت‌ست و رضا هم

شعر در مورد عشق پنهانی

ما همیشه با عشق فریب می خوریم

زخمی می شویم

و گاهی غم بر وجودمان چیره می شود

اما باز هم عشق می ورزیم

و زمانی که با مرگ دست و پنجه نرم می کنیم

به گذشته نگاه می کنیم

و به خودمان می گوییم

من بارها زجر کشیدم

گاهی اشتباه کردم

اما همیشه عشق ورزیدم

شعر درباره عشق پنهان

تمایل دارم تو را برای همیشه دوست داشته باشم

این جمله ی بظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوانید

از کلمه ی عشق مهمتر کلمات ” همیشه ” و ” تمایل ” است

آنچه بین آن دو جریان داشت

عشق نبود ، جاودانگی بود

شعری در مورد عشق پنهانی

من نیز سکوت می کنم

با عشقی که در دلم نهفته ام

می شنوی نه ؟

شعر عشق

بسیارند ، آنان که

عشق را با سکوت بیان می کنند

ولی عاشقی نیست

که چون من سکوت کند

شعر عشقی

روی میز

گزینه دوستت دارم هم بود

من

دستانت را برداشتم . . .

شعر عشق پدر به دختر

احتیاط باید کرد !

همه چیز کهنه می شود

وَ اگر کمی کوتاهی کنیم

عشق نیز !

بهانه ها

جای حس عاشقانه را

خوب می گیرند . . .

شعر عشق من

درد یعنـی

دلت براش تنـگ شـده اما هیـچ

غلـطی نمیتونی بکنی !

شعر عشق یعنی

تلاش نکن که زندگی را بفهمی

زندگی را زندگی کن …

تلاش نکن که عشق را بفهمی

عاشق شو …

شعر عاشقانه

با یک فنجان چای هم میتوان مست شد

اگر اویی که باید باشد ، باشد . . .

شعر عشق بازی

شده آیا که نفهمی که چه مرگت شده است؟!

من دقیقا به همین حال دچارم امروز …

شعر عشق کوتاه

عشق

آدم را به جاهای ناشناخته می‌برد

مثـلا به ایستگاه‌های متـروک

به خلـوت زنگ‌ زده‌ی واگن‌ها

به شهری که

فقط آنرا درخواب دیده

وقتی عاشق شدی

ادامه این شعر را تو خواهی نوشت . . .

شعر عشقولانه

عزیزتر از آن است

که فراموشم شود

اویی که سال هاست که نیست

و زندگی ام هنوز

در امتداد شانه هایش جریان دارد . . .

شعر عشق به خدا

یک نفر

می آید

که میشود تمامت

بهشت آنجاست

هوایـش را داشـته بـاش . . .

شعر عشقی غمگین

تنها عشق است که نگرش تو را

به زندگی تغییر می‌دهد

عشق تو را بزرگ، زیبا، الهی می‌کند

عشق ضد هیچ چیز نیست . . .

شعر عشقی زیبا

هر شب

شب شعری برپاست

همه

بیتی در وصف معشوق می گویند

اما من می گویم

الهی مرا باز به هوای آغوشش دچار کن !

شعر عشقی کوتاه

فکر کردن به تو

بَختَکِ شیرینى ست

که شبها مى افتد به جانم . . !

شعر عشقی ترکی

بیا رقم بزنیم ،

قصّه ی عاشقانه ای را که

تا آخرش پای هیچ نفر سومی به میان نیاید . . .

شعر عشقی جدید

دلم

اسارتی میخواهد

از جنس تو . . .

مثل حبس شدن گوشه آغوشت !

شعر عشقی طنز

حواست باشد ؛ به خیال خودت

مردترین مرد

روزگار هم که باشى

وقتى یک زن را نفهمى ،

به درد لاى جرز هم نمى خورى . . !

شعر در مورد عشق,شعر در مورد عشق به فرزند,شعر در مورد عشق مادر به فرزند,شعر در مورد عشق واقعی,شعر در مورد عشق پدر به فرزند,شعر در مورد عشق ممنوع,شعر در مورد عشق یک طرفه,

+ نوشته شده در ۱۳/۶/۱۳۹۶ساعت ۰۷:۴۸ توسط حسینی مهشید دسته : نظر(0)

گلچین زیباترین شعر در مورد ماه مهر

شعر در مورد ماه مهر

شعر در مورد ماه مهر,شعر در مورد ماه مهر و مدرسه,شعر در مورد ماه مهرم,شعری در مورد ماه مهر,شعر در مورد متولدین ماه مهر,شعر در مورد متولد ماه مهر,شعر درباره ماه مهر,شعر درباره ماه مهر و مدرسه,شعری در باره ی ماه مهر,شعری در باره ماه مهر,شعر در مورد ماه محرم,شعری در مورد ماه محرم,شعر کودکانه در مورد ماه محرم,شعر کوتاه در مورد ماه محرم,شعر ترکی در مورد ماه محرم,شعر در مورد رسیدن ماه محرم,شعر نو در مورد ماه محرم,شعر در مورد آغاز ماه محرم,شعری کوتاه در مورد ماه محرم,شعر در باره ماه مهر,شعر در مورد متولدین فروردین ماه,شعر درباره متولدین ماه مهر,شعر درباره متولد ماه مهر,شعر در باره ی ماه مهر,شعر درباره ی ماه مهرم,شعر زیبا درباره ی ماه مهر,شعر کودکانه درباره ی ماه مهر,شعری زیبا درباره ی مهر ماه,شعر مهر ماه,شعر مهر ماهی,شعر مهر ماه مدرسه,شعر مهر ماهی ها,شعر درباره مهر ماه,شعر برای مهر ماه,شعر برای مهر ماهی ها,شعر درمورد مهر ماه,شعر تولد مهر ماه,شعر برای مهر ماه,شعر در مورد مهر ماهی,شعر دختر مهر ماهی,شعر تولد مهر ماهی,شعر درباره مهر ماهی,شعر برای مهر ماهی,شعر در مورد مهر ماهی ها,شعر درباره ماه مهر و مدرسه,شعر در مورد ماه مهر و مدرسه,شعر ماه مهر و مدرسه,شعر بوی ماه مهر ماه مدرسه,شعر در مورد مهر ماه,شعری در مورد مهر ماه,شعر درباره متولدین ماه مهر,شعر در مورد متولدین مهر ماه,شعری در باره ی ماه مهر,شعری در باره ماه مهر,شعر نو برای ماه مهر,شعری برای مهر ماه,شعر در مورد متولد ماه مهر,شعر در باره مهر ماه,شعری درمورد ماه مهر,شعر متولد ماه مهر,اهنگ تولد ماه مهر

شعر در مورد ماه مهر

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد ماه مهر برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

مهر ماهی که باشی غم هایت برای خودت است

وقتی شب قبل از خواب ساعت ها به آن ها فکر می کنی

و بقیه فقط خنده هایت را می بینند!

شعر در مورد ماه مهر

“یه مهر ماهی” برای دوست داشتنت ،

برای لمس دستانت ،

برای نگاه در چشمانت ،

برای بوسیدنت ،

برای زندگی با خیالت ؛

برای نفس نفس زدن در دلتنگی هایت ؛

برای زندگی با نامت ؛

برای نجواهای عاشقانه در گوش ات ،

از هیچ کسی اجازه نمی گیرد؛

حتی از خودت،

یه مهر ماهی خود خود عشقه…خود عشق !

شعر در مورد ماه مهر و مدرسه

وقتی داری به یه مـــــهـــــر مـــاهــی ﺩﺭﻭﻍ می‌گی،

ﺁﺭﻭﻡ ﺑﻬﺖ ﻟﺒﺨﻨــﺪ می‌زنه ﻭ ﺣﺮفو ﻋﻮﺽ می‌کنه ﻭ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ می‌کنی ک ﺑـــﺎﻭﺭ ﻛﺮﺩﻩ …!

وقتی جایی هستی ﻭ ﺗﻠﻔﻨشو ﺟﻮﺍﺏ نمیدی ﻭ ﻓﻜﺮ می‌کنی ک ﺍﻭﻥ ﻓﻜﺮ می‌کنه خوابـــی …!

وقتی کلی ﺍﺫﻳﺘﺶ می‌کنی ﻭ ﺍﻭﻥ ﺑــــﺎﺯ ﻫﻢ می‌ﺑﺨﺸﺘﺖ …!

و تو فقط فکر میکنی که ساده است!

وقتی یه مـــــهـــــر مـــاهــی ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﻴﺸﻪ , ﭼﺸﻤشو ,

ﺭﻭ خیلی ﭼﻴـــﺰﻫﺎ ﻣﻴﺒﻨﺪﻩ ﻭ ﺗﺤﻤﻞ می‌کنه …!

ﺍﻣﺎ ﻳﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﮔﻪ روزی ﺻﺒـــﺮﺵ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ ﻭ ﺑﺮﻩ،

ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ نمی‌تونی ﺑﺮﺵ گردونی …!

هیـــــــــــــــــچوقــــــــــــــــــــــــــت………

شعر در مورد ماه مهرم

به سلامتـــی همه ی ♥ متولدین ماه مـــهـــر ♥ کــــه ……

از پاکـیشــون دوستــــی شـــروع میشـــه

از صـداقتشـــون دوستــــی ادامــه پیدا میکنــه

و از وفـــاشـــون دوستــــی پایانـــی نـــداره…

پس حداقل باید دوستاشـــون قدرشونـــو بدونن…

یعنـــــی می دونـــن؟؟؟؟!

عمرا اگه بدونن…

شعری در مورد ماه مهر

مهر ماهی که باشی معنی سکوتت رو خودت میفهمی

کوه از سکوتت آب میشه ولی کسی نمیفهمه درونت چه خبره

شعر در مورد متولدین ماه مهر

مهر ماهی که باشی

گریه هات یا بی صداست یا بدون اشک!

شعر در مورد متولد ماه مهر

مهر ماهی ها تحملشون خیلی زیاده! خیــــــــــــــلی!

به خاطر همینه که شاید ناراحتیشو نبینی

ولی وقتی ناراحتیشو دیدی بدون که غمگین ترین آدم روی زمینه!

شعر درباره ماه مهر

فقط یه مهرماهی میتونه هم منطقی باشه

هم بمب احساس!

شعر درباره ماه مهر و مدرسه

به سلامتی همه مهرماهی ها

که اگه پرچمشونو نصب کنن از همه بالاتره !

فقط نمیخوان تو چشم باشن!

شعری در باره ی ماه مهر

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام

هم‌ شاگردی سلام، هم‌ شاگردی سلام

مهر از افق دمید، فصلی دگر رسید

فصل کلاس و درس، ما را دهد نوید

شعری در باره ماه مهر

باز آمد بوی ماه مدرسه

بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر ماه مهربان

بوی خورشید پگاه مدرسه

از میان کوچه های خستگی

می گریزم در پناه مدرسه

باز می بینم ز شوق بچه ها

اشتیاقی در نگاه مدرسه

زنگ تفریح و هیاهوی نشاط

خنده های قاه قاه مدرسه

باز بوی باغ را خواهم شنید

از سرود صبحگاه مدرسه

شعر در باره ماه مهر

فصل مهر ، فصل رویش جوانه های امید، فصل خواندن و نوشتن، از راه رسید،

فصل مهر ، فصل آشنایی با خدا، فصل خوشه چینی ستاره ها،

فصل همکلاسی های دیروز و هم نیمکتی های امروز، از راه رسید.

شعر درباره متولدین ماه مهر

باز هم مهــر و شروع مدرسه

بازهم مشق و حساب وهندسه

بازهم صدشوق خواندن دردلم

ریشه ی علم نشاندن دردلم

شعر درباره متولد ماه مهر

♥ یه متولد ماه مــــهــــــر ♥

این قــــدرت را دارد که شما را بر لب جویـی از آب ببـرد و تشنـه باز گرداند

هر چنــد خود … تشنــــه تر باشــــد

شعر در باره ی ماه مهر

“یه مهر ماهی” برای دوست داشتنت ،

برای لمس دستانت ،

برای نگاه در چشمانت ،

برای بوسیدنت ،

برای زندگی با خیالت ؛

برای نفس نفس زدن در دلتنگی هایت ؛

برای زندگی با نامت ؛

برای نجواهای عاشقانه در گوش ات ،

از هیچ کسی اجازه نمی گیره؛

حتی از خودت .

یه مهر ماهی خود عشقه…خود عشق !

شعر درباره ی ماه مهرم

دوست عزیز …
برای به دست آوردن دل یه مهر ماهی باید ” دست و پا بزنی ” !!!
و گرنه تلفن و اس ام اسو همه بلدن بزنن ….
والا بغرعان !!!
ماه مهر آیین که میزد باده با رندان کجاست
باد مشکین دم که بوی عشق می آورد کو ؟
شعر زیبا درباره ی ماه مهر
روز هیاهوی دانش آموزان شاد … روز معلم های صبور و مهربان … روز ناظم های دلسوز و مدیرهای دوست داشتنی … روزی که باز فراش پرتلاش، می رود به جنگ هر چه غبار.
روزی که همه دیوارها، میزها و صندلی های مدرسه که از خواب تابستانی بیدار شده اند، به روی اهالی درس و دانش لبخند می زنند.
آغاز رژه منظم کیف ها سر صف های صبحگاهی که می روند به سمت باغ دانایی.
از امروز، قرار است همه ما جایی را بسازیم. می پرسید کجا را؟ همان خانه ای را که با آجر واژه ها ساخته می شود، همان جا که پنجره هایی از جنس برگ های سبز و زنده دارد، همان جا که وقتی آباد است که با کتاب خواندن و یاد گرفتن، تر و تازه شده باشد، خانه دل هایمان را می گویم.
پس همه شما امروز به مدرسه می روید که دل های نازنینتان را آبی بزنید، از روی شیشه هایش گرد و خاک نادانی را پاک کنید و این خانه ارزشمند را صفایی بدهید. به گل ها و سبزه ها دستی به نوازش بکشید و روز تولد مدرسه را جشن بگیرید.
کاش همیشه دانش آموز بمانیم! کاش هر سال، اول مهر که می شود، همین طور هیجان زده، منتظر صدای زنگ آغاز سال تحصیلی جدید، در پوست خودمان نگنجیم.
کاش قدر معلم های صمیمی را بیشتر بدانیم!

شعر کودکانه درباره ی ماه مهر

هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون (زمر 9)

به نام آنکه جان را فکرت آموخت                       چراغ دل به نور جان بر افروخت

به نام خداوندی که قلم را آفرید و آن را شایسته سوگند خویش قرار داد. به نام یگانه آفریدگاری که انسان را به زیور «اندیشه» و «تفکر» آراست و او را امانتدار این ودیعه الهی قرار داد و با سلام و درود به اصحاب فکر و فرهنگ و پیشتازان علم و معرفت،
بار دیگر فصل روشن «مهر» از راه می رسد و صحیفه نورانی معرفت با سرانگشت تکاپو ورق می خورد و دروازه های آسمانی بینش و دانایی به روی صدها هزار دانش پژوه آغوش می گشایند.
همان گونه که فروردین نوید بخش حیات مجدد طبیعت است، مهر ماه یادآور شور و شعف و جوشش و کوشش آموزندگان دانش و پرورندگان بینش است.
آغاز سال تحصیلی جدید را به معلمین پرتلاش و دانش آموزان خلاق و آینده ساز کشور تبریک و تهنیت عرض می نماید.
با امید به اینکه با اکسیر دانایی و توانایی مرزهای جدید علم و دانش و پژوهش را درنوردیم و با پیوند علم و ایمان، قله های رفیع بهروزی و پیروزی و کامیابی را فتح نماییم و با گام های مصمم و استوار،  ایران جاویدان را سرافراز و سربلند سازیم.

شعری زیبا درباره ی مهر ماه

پاییز بوی مدرسه می‌دهد، بوی کیف و کتاب نو و مدادهایی که تا به حال تراش‌ نخورده‌اند.پاییز بوی مدرسه می‌دهد، بوی کلاس‌هایی رنگ‌شده، نیمکت‌هایی تازه و تخته‌سیاهی که اول سال حسابی سیاه بود و هنوز هیچ تکه گچی ردی روی آن باقی نگذاشته بود.
پاییز بوی مدرسه می‌دهد، بوی آدم‌های جدیدی که قرار است 9 ماه تمام همکلاسی‌اشان باشی. آدم‌هایی که بعدها مثل حیاط وسط آن چهاردیواری بزرگ دست‌نیافتنی می‌شوند.
پاییز بوی مدرسه می‌دهد؛ هم برای کودکان و نوجوانانی که این روزها از این مغازه به آن مغازه می‌روند تا خود را برای روز اول مهر آماده کنند و چه برای پیرمردهایی که روزهای آخر تابستان را روی نیمکت‌های توی پارک یا سکوهای جلوی خانه سپری می‌کنند.
پاییز بوی مدرسه می‌دهد، چه فرقی می‌کند که این مدرسه در خاطرات سال‌های سال پیش ما جا‌مانده باشد و غباری از زمان، چهره آدم‌های توی آن را تار کرده باشد.
پاییز بوی مدرسه می‌دهد، حتی اگر آن قدر بزرگ شده باشی که دیگر چهار‌دیواری دور حیاط مدرسه مانع همیشگی‌ات باشد، برای ورود به حیاطی که زنگ‌های ورزش معنای دیگری داشت.
پاییز بوی مدرسه می‌دهد، حتی اگر معلم‌های دوران ابتدایی‌ات حالا زیر خروارها خاک خفته باشند و همبازی‌های شاداب دوران کودکی‌‌ات هر کدام گوشه‌ای افتاده باشند و روزهای مانده را شماره کنند.
پاییز بوی مدرسه می‌دهد و همین مهم است، این روز اول مهر کودکان قد و نیم قد را می‌‌بینی که با لباس یک شکل، خیابان بی‌منظره دیروز را پر از حجم زندگی کرده‌اند . همین مهم است که صدای سروصدای بچه‌ها را از حیاط مدرسه ته کوچه می‌شنوی و با صدای ضربه خوردن به توپ فوتبال در دل زمان سفر می‌کنی و رویاهای روزهای رفته را مرور می‌کنی، روزهایی که مثل امروز نبودند، روزهایی که پرواز یک بادبادک می‌بردت از بام‌های سحرخیزی پلک تا نارنج‌ زارهای خورشید، روزهایی که غم بود اما کم بود.
پاییز بوی مدرسه می‌دهد حتی اگر مدرسه‌‌ات پشت زمان‌ها جا مانده باشد.

شعر مهر

نمی دانستم.
هیچ چیز نمیدانستم 
و نمی دانستم که نمی دانم،
اما تو می دانستی و می توانستی
و همین بس بود که دستهایم را بگیری
و در کلاس مهربانیت بنشانی
و نخستین حرفهایم را برایم هجی کنی.
ازآن به بعد در کلاس تو
– که به اندازه همه خوبی ها وسعت داشت-
می نشستم و از پنجره نگاهت
آسمانی را می دیدم که آرزوهایم را
چون خورشیدی روشن در بر گرفته بود.
چه خوب بودی تو. چه ساده،چقدر مهربان!
و من در چشمهایت مهری می دیدم
که بوی دامن مادر را می داد،
وقتی که ریحان می چید
و بوی دستهای پدر را،
وقتی که خسته از کار بر می گشت،
وضو می گرفت، و در گوشه ایوان نماز می خواند.
آن قمری قشنگ
که همیشه پشت پنجره می نشست
و خبرهای خوب کلاس را برای مادرها می برد
هنوز هست!
و آن کلاغ پیر که خبر چین بدیها بود.
من از کتاب چه می فهمیدم!؟
من از شعر،چه می دانستم؟
من داستان ندیده بودم!
من خاطره نچشیده بودم!
من با همه اینها
در کلاس تو دوست شدم
و با تو در کلاس مهربانی.
یادت هست نوشتی : ابر … باران بارید!
نوشتی:آب … سیراب شدم!
نوشتی:بهار… درخت ها برخاستند!
نوشتی:رود … دریاها موج برداشتند!
و من فهمیدم که دانستن آغاز توانستن است.
افسوس نماندی
تا برگهای دفتر خاطراتم را بخوانی
حرفهایم را بشنوی
و غلط های دیکته زندگیم را درست بنویسی.
هنوز در خاطره آن روزم
که همبازی کودکی هایم  شدی
تا از پله های نوجوانی بالا بیایم
و جوانی ام را به تماشا بنشینم.
هنوز حرفهایت پرده های دلم را می نوازد
و صدایت در کلاس خیالم می پیچد:
“آن مرد،با اسب آمد.
آن مرد در باران آمد.”
هنوز چشم انتظار آن روزم
که آن مرد با اسب بیاید
و در باران اشکهایم،تن بشوید
و راه چون تو شدن را، به من بگوید

ای معلم خوبی ها…..

شعر مهرماه

مدرسه ها بازشد، مدرسه هایی که در گرمای تابستان خسته و خواب آلود، زیر نور خورشید دراز کشیده بودند؛ مدرسه هایی که سه ماه در انتظاربودند؛ مدرسه های که حالا با لبخندهایی درخشان چشم به آمدن بچه ها دوخته اند؛ مدرسه هایی که حالا پر از سر و صدا و شادی اند. مدرسه ها دیگر از تنهایی در آمده اند. مدرسه ها حالا یک عالم دوست دارند. یک عالم دوست کوچک و بزرگ.
مدرسه، خانه ای پر از کتاب، پر از دفتر، پر از کلمات، پر از تخته سیاه، گچ، معلم، خاطره، دانش. مدرسه و درختان گوشه d حیاط آن، همان جا که پاتوق زنگ های تفریح است، همان جا که دل ها دور هم جمع می شوند، کلمه ها را بر زبان می آورند تا روزی خاطره شوند.
هر روز، اول مهر است و هر روز، آغاز پاییز و هر روز آغاز آموختن، می خواهیم بیاموزیم. چشم به دهان معلم دوخته ایم تا بگوید و ما با جان و دل گوش کنیم و برای ابد در زندگی مان به یاد داشته باشیم.
کلاس اول، کلاس دوم . . . . یکی یکی بالا آمدیم و آموختیم. یکی یکی مِهرها را پشت سر گذاشتیم، یکی یکی کلمه ها را بوسیدیم، یکی یکی در جمله ها نفس کشیدیم. صدای کلمات در گوش ماست؛ کلماتی که بهار می شود و از شکوفه های خود همه جا را عطرآگین می سازد. بهارها می آیند؛ بهارهایی که از مهر متولد شده اند؛ بهارهایی که نفس های سبزشان همه جا ما را دنبال خود می کشانند. بهار در بهار، مهر در مهر .
دفترت را بازکن. بوی کاغذ، بوی درخت به مشام می رسد. آغاز نوشتن است، آغاز خواندن است. به نام او شروع کن، به نام زیبایی های او. مهر است و آفتاب پاییزی دل را پر کرده است. خیابانی که به مدرسه می رسد، کوچه هایی که به مدرسه می رسد، چراغانی شده است، با آفتاب پاییزی. فرشته ها بال های زیبایشان را زیر پای بچه ها فرش کرده اند. راه مدرسه چقدر لطیف است. انگار پا روی ابرها می گذاری، پا روی جاده ای که تو را به سوی نور می برد، نوری که در دل همه آدم های خوب دنیاست، نوری که دست ما را می گیرد و می برد به کوچه های آسمان، به سوی چشمه های زلال عشق، به سوی تمام خوبی ها.
مدرسه، کتاب، کلاس، هم کلاسی، . . . چه واژه های زیبایی، همه مرا تا تو می رساند، تا دوست داشتن تو، تویی که این همه زیبایی را آفریده ای. دوستت دارم و دوست دارم بیشتر بشناسمت. دوست دارم بیشتر با تو آشنا شوم. مدرسه جایی است که می توانم تو را بیشتر بشناسمت. پس مدرسه را خیلی دوست دارم.
معلم با آن لبخند دلنشین، کلمه ها را مهمان دل هایمان می سازد و تخته سیاه، خاطرات سبز درختان را برایمان تعریف می کند و پنجره ی کلاس، چشمانمان را با پرواز کبوتران حیاط مدرسه، آشنا می سازد.
معلم تمام آنچه را که از سوی پنجره است، برای مان می گوید. می گوید تا بتوانیم از پنجره ی آگاهی ببینیم آن سوی جهان را، آن سوی زندگی را.
مهر است. کتاب را باز کن. بوی گل بلند می شود، بوی باران، بوی تبسم دریا، بوی نسیم خنک. کتاب را بازکن. کتاب را بازکن. آفتاب پاییزی و صدای خنده ی بچه ها همه جا را پر کرده است. باز زنگ تفریح است. باز هم شادی این سو و آن سو حیاط می دود. چه زیباست این لحظه ها. چه زیباست تفریح پس از خواندن و نوشتن. چه زیباست دست در دست هم کلاسی ها، تمام لحظه های مدرسه را نفس کشیدن “، نفس کشیدن و جایی دردفتر خاطرات ثبت کردن. دفتر خاطرات مدرسه را باز کن و بنویس : باز هم مهر، باز هم مهربانی، باز هم بهار.

شعر در مورد مهر

فصل مهر ، فصل رویش جوانه های امید، فصل خواندن و نوشتن، از راه رسید، فصل مهر ، فصل آشنایی با خدا، فصل خوشه چینی ستاره ها، فصل همکلاسیهای دیروز و هم نیمکتی های امروز، از راه رسید.
امروز زنگ آگاهی به صدا در می آید و پرچم دانش برافراشته می شود، درب گلستان معرفت گشوده می شود و صدای جنب و جوش و شور و هیاهوی بچه ها، فضای مدرسه را پر می کند.
یاسمن ها از قصّه های دیروز می گویند و معلمین درس امروز می دهند و کبوتران وجود را به پرواز در می آورند، تا به دانش آموزان درس خوب زیستن را بیاموزند.
و سخنی با تو دارم ای معلم، آن گاه که بر گوهر وجود، آیه ی مهر می نشانی … نور در گلدان اندیشه ام می نگاری … جوهر وجود را با آیات الهی به شفافیت شبنم دل می نمایی … صف‍حه ی سفید ذهنم را با کلامت قلم می زنی … در گوشم آهنگ مهر می خوانی … دستانم را با ساختن بنای زندگی آشنا می سازی …. با نگاهت شالوده ی وجودم را شکل می دهی و بر رسایی ها و نارسایی هایش صیقل می کشی.
ای معلم ! ای که پا جای پای انبیاء گذاشته ای تا درس چگونه زیستن را به ما بیاموزی، امروز فرشتگان مامورند، به حمد و ثنای تو که برترین شغل را پذیرا شدی تا بهترین خدمت را به بشریت بنمایی… آن گاه که کلامی می آموزی و آن گاه که حرفه ای یاد می دهی و آن گاه که استعدادهایم را پرورش می دهی تا آن چنان که شایسته است زندگی نمایم و آن گاه که مرا متوجه ی کمال خالقم در آفرینش می نمایی .
من همه ی آن لحظات را مدیون تو هستم که چون فرشته ی آسمانی در خلقت زمینی، تجلی بخش راه انبیائی و سراینده ی غزل هستی بخش آموختن ، برای زندگی نمودن بهتری .
و تو ای زیبای بوستان خرد، از مهر اندیشه ات و سبزی وجود ، پر طراوت تر از همیشه ، وجودم را طراوت می بخشی تا من نیز با پرورش استعداد و اندیشه ام و بالا بردن قابلیتها و ظرفیتهای خویش، خردمندانه نقش آفرین زندگی شوم، که خداوند هستی بخش بدان منظور مرا سرشته و من امروز به شکرانه ی این همه نعمت ، خداوند بزرگ را سپاس بیکران می گذارم که آیات مهرش را در وجودی چون انسان به ودیعت گذاشت تا انسانیت را در وادی امتحان، به عرصه ی ظهور رساند.

شعر درباره ماه مهر

مهر که می آید، پاییز آغاز می شود. برگ های درختان که شروع به ریزش می کنند، شکوفه های لبخند کودکان، یکی یکی گل می دهند.
در فضای کلاس ها. تخته سیاه ها، چشم انتظارند تا دوباره سراپا پر شوند از عطر لبخندهای هم شاگردی ها. کلمات مهربان، بی تابند تا دستی کوچک، با مداد شوق، بر صفحه های سفید دفترهای چهل برگ، بنویسدشان.
مهر، ماه مهربانی مهتاب است؛ ماه میزبانی نیمکت های عاشق درس و مدرسه، ماه شکوفایی نیلوفران در دعای نم نم باران های عاشقانه پاییز. مهر، ماه مدرسه است.
سال تحصیلی که آغاز می شود، همه ی آبشارها با کودکان کلاس اولی، صدای آب را می کشند و بادها، صدای ابرها را با باران بخش می کنند.
نسیم، عطر پرواز را از سطرهای مقدس کتاب ها، همراه با صدای کودکان سر خوش مدرسه، به آسمان هفتم می رساند. فرشته ها از پشت پنجره های کلاس سرک می کشند به تماشای کودکانی که مشتاق ، به درس های معلمی که زندگی را به آنان می آموزد، گوش سپرده اند. هوا در این فضای مقدس نفس می کشد تا معطر شود.

شعر برای مهر ماهی ها

فصل مهر فصل شکوفه ریزان گلبرگهای گل سرخ زندگی عالمانه و فرهیختگی برای همه جویندگان علم و دانش است
فصل مهر فصل تندیس استمرار پایداری و استقامت برای جویندگی است .
چه شعف انگیز است نم نم بارش قطرات علم و دانش و طراوت نسیم روح انگیز  آن برای شکفتن غنچه های اندیشه ی انسانهای به انتظار نشسته در پگاه میلاد فصل علم و دانش.
چه زیباست فرارسیدن این فصل نورانی و حیات بخش که از گذشته های دور ، نیاکان ما با آمدنش ردای مباهات به تن می کردند و با نگاهی سرشار از مهربانی به انتظار آمدنش اشک شوق جاری می کردند .
زدودن غبار ظلمت و جهل ، رویش غنچه های علم و دانش، گام نهادن در سرزمین نور ، گسترانیدن سفره های موفقیت ، در سر آغازی فصل مهر است .
بیائیم برای فصل شکفتن حقایق که فصل مهر سر آغازی برای آن است سر تعظیم فرود آورده و بر مهربانیهای آن لبخند و بردستان پر مهر او بوسه های تکریم زنیم تا شاهد شکوفائی ایرانی عزیز و سرافراز باشیم .
شکوفائی سر سبز فصل علم و دانش بر همه ی اصحاب فرهیخته و دانش پروران مبارک  .

شعر مهر و مدرسه

بارالها! به سوی تو آمده ام تا دریابی ام، در این بی سر و سامانْ بازار دنیا. به سوی تو آمده ام تا از تو مدد جویم؛ یاری طلبم و بخواهم که مرا به خود وانگذاری؛ که من پوچم بی تو!
اکنون که در آستانه شروع ماه مهر هستیم و سال علم آموزی جدیدی پیش روست، از تو می خواهم مرا یاری کنی تا در مسیری گام بردارم که مروّج علم و آیین تو باشم.
یاری ام کن تا همواره در آموختن، حریص باشم و در ترویج آموخته هایم، سخی.
یاری ام ده تا بیاموزم آنچه را تو می پسندی و دوری جویم از آنچه ناپسند توست.
کمکم کن قلم که در دست می گیرم، به یاد تو باشم و آنچه می نگارم، مورد رضای تو باشد. بر صفحه تاریک دلم با قلم الهی ات نقشی بزن که تا زنده ام، به اینکه موجودی مفید فایده در هستی بی پایانت بوده ام، به خود ببالم.
در این ماه مهر، از مهر بی کران خویش باز هم به من ببخش و این آغازِ دوباره را برایم آغازی مبارک رقم بزن.
به لطف و کرمت، یا ارحم الراحمین!

شعری برای ماه مهر

نخستین روز درس ، اولین روز مهر است. اولین روز مهرورزی است. روز آفتاب، روز شکفتن احساس ، روز زمزمه و لبخند، روز آشنایی دانش آموزان با کتاب، معلم ، درس و دنیای تازه است. آفتاب اولین روز مهر طلوع می کند. مهر آن قدر بوی بهار می دهد که در پاییز بودن آن، به یاد نمی آید. مهر فصلِ خشکیدن و زرد شدن و ریختن نیست. آغاز روییدن کتاب بر ساقه دست هاست. مهرتان پیروز و مهر ورزی تان همیشگی باد.
پس از نزدیک به صد روز فاصله، اینک دلنشین ترین آهنگ زندگی ـ زنگ مدرسه ـ به فصل فاصله ها پایان می دهد و خاطره انگیزترین دوران زندگی ، دوباره آغاز می شود. کودکان به پیاده روهای خزان زده و پوشیده از برگ پائیز، بهارانه ترین لبخندها و بازی های کودکانه را می بخشند. عطر روییدنی دوباره ، دور دستِ صمیمیِ روستاها تا گستره پر هیاهوی شهرها را پر می کند. دست مهربان شما پدران و مادران ، دست هایی را که فرداساز و آینده پردازند، از جویبار خانه به دریای مواّج مدرسه می سپارند. صبح روز اوّل مهر ، بر همه شما دانش آموزان مبارک باد.
خواب تابستانی میز و نیمکت های چوبی شکسته می شود و در شلوغی دیدارِ هم شاگردی های سالِ قبل جان می گیرد، سکوت حیاط مدرسه در هیاهوی دانش آموزانِ خوشحال، می شکند. دوست های قدیمی، حلقه دوستی را بازتر می کنند و دوستان جدید را به جمع خود فرا می خوانند. روز آغاز دوستی ها و صمیمت های پاک بر شما ثمره های باغ زندگی مبارک باد.


برچسب‌ها: شعر در مورد ماه مهر,شعر در مورد ماه مهر و مدرسه,شعر در مورد ماه مهرم,شعری در مورد ماه مهر,شعر در مورد متولدین ماه مهر,شعر در مورد متولد ماه مهر,شعر درباره ماه مهر,شعر درباره ماه مهر و مدرسه,شعری در باره ی ماه مهر,شعری در باره ماه مهر,
+ نوشته شده در ۱۲/۶/۱۳۹۶ساعت ۱۱:۲۱ توسط حسینی مهشید دسته : نظر(0)

گلچین زیباترین شعر در مورد برادر

شعر در مورد برادر

شعر در مورد برادر,شعر در مورد برادرزاده,شعر در مورد برادر فوت شده,شعر در مورد برادر مسافر,شعر در مورد برادر و خواهر,شعر در مورد برادری,شعر در مورد برادر مرده,شعر در مورد برادر شهید,شعر در مورد برادر کوچک,شعر در مورد برادر از دست رفته,شعر درباره برادرزاده,شعر درباره برادر مسافر,شعر در مورد برادر خواهر,شعری در مورد خواهر و برادر,شعر زیبا در مورد خواهر و برادر,شعر در مورد عشق خواهر و برادر,شعری در مورد برادری,شعر در مورد برادری,شعر در مورد دوستی و برادری,شعر درباره برادری,شعر عربی در مورد برادری,شعر درباره برادر مرده,شعر در مورد مردن برادر,شعر درباره برادر شهید,شعر درباره برادر کوچک,شعر درباره برادر از دست رفته,شعر برادر,شعر برادری,شعر برادر خوب,شعر برادر جان,شعر برادرانه,شعر برادرزاده,شعر برادرم دوستت دارم,شعر برادر خوبم,شعر برادر به خواهر,شعر برادر مرده,شعر های خواهر برادری,شعر خواهر برادری,شعر درباره برادری,شعر برای برادری,شعر بی برادری,شعر آیین برادری وشرط یاری,شعر های برادری,شعر در مورد برادری,شعر درباره ی برادری,شعر دروصف برادر خوب,شعر در مورد برادر خوب,شعر درباره برادر خوب,شعر برادر جان داریوش اقبالی,متن شعر برادر جان,شعر جانسوز برادر,دانلود شعر برادر جان داریوش,شعر کامل برادر جان سلیمان زمانی,شعر آهنگ برادر جان,متن شعر برادر جان از داریوش اقبالی,شاعر شعر برادر جان داریوش,شعر های برادرانه,شعر تقسیم برادرانه,شعر کوتاه برادرانه,شعر برای برادرزاده,شعر درمورد برادرزاده,شعر در وصف برادرزاده,شعر زیبا برای برادرزاده,شعر عمه برای برادرزاده,شعر برای تولد برادرزاده,شعر برادر دوستت دارم,شعر عاشقانه برادر به خواهر,شعر عشق برادر به خواهر,شعر دلتنگی خواهر به برادر,شعر راجع به خواهر و برادر,شعر برادر مرده میداند,شعر برای برادر مرده,شعر برای برادر مرده,شعر درباره برادر مرده,شعر تولد برادر مرده,شعر مردن برادر,شعر در وصف برادر مرده,شعر در مورد برادر مرده,متن شعر برادر مرده

شعر در مورد برادر

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد برادر برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

بعضی ها را هرچقدر هـم که بخواهی تمام نمی شوند

حضورشان گـرم است

سکوتشان خالی می کند دل آدم را

آرامش صدایشان را کم می آوری

هر دم… هر لحظه… کم می آوریشان

و اینجا من چقدر کم دارمت بهترین برادر دنیا…

شعر در مورد برادر

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ یــــکی هس که

اخـــــر شبـا با این کـه خسـتس ببرتت بــــــیرون یــــه هـوایی بخـــــوری…

شعر در مورد برادرزاده

این یکی یاری بخواهد آن یکی سر می رسد 
جز برادر کی به فریاد برادر می رسد؟ 

شعر در مورد برادر فوت شده

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﮔﻪ ﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺑﺎﺷﻦ ﺩﺍﺩﺍﺷﺖ ﺭﻓﯿﻘﺘﻪ…

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﻨﯽ ﯼ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺎﻩ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ…

شعر در مورد برادر مسافر

لا لا لا لا ، لا لا لا لا

بخواب آری که بیداری

در این ویرانه خاک تو

که شد یک باره چون صحرا

به یادت باغ می

سازند

برادرهای فرداها

به سوگ تو در این مقتل

کدامین مویه و شیون

سکوت خشم در خانه

هجوم مرگ در برزن

شعر در مورد برادر و خواهر

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ یـــــکی هس بیـــاد دسـتاتو گــــره بزنــه

بـــــه هم تو بغــــلش و از این که نمیتونی جم بخوری لــــــذت ببــره…

شعر در مورد برادری

نیمه نانی را

با هم

دو نیمه کردیم

بی آنکه

سخن از برادری گفته باشیم

تا

تعبیر رقص گندمزار باشد

در فضیلت خوابها

و نگاه خود را

پرواز دادیم

به دنبال هر پرنده ای

تا در مسیر آن

زندگی را سرابی نبینیم

شعر در مورد برادر مرده

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ یـــــکی هس بگــــه خـــــوبه لاکات قشنگن ،

ولــــــــی زیادی جــــیغن…

شعر در مورد برادر شهید

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ یکی هس بـــــگه جـــــوری بـــرو بـــــیرون

که کســـی به ابجی خوشـــگلم چـــــپ نیگــــا نکـــنه ملتفتتت؟…

تــــوام بـــــگی اره! بگــــه د نشد ملتفتتتتتتتت؟ تو هم جیغ بزنی بـــــــگی ارررره…

شعر در مورد برادر کوچک

داداش که داشته باشـــــی انگار همه دنیا رو داری…

یکی هس اشکاتو از رو صورتت پاکـ کنه…

خوش به حــــــــــال اونایی که همه دنیــــــارو دارن! قدرشو بدونین!…

شعر در مورد برادر از دست رفته

دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن!

دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری!

دوستت دارم چون تو نیز مرا دوست می‌داری!

دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق!

دوستت دارم همچو تکه ابرهای سفیدی که در اوج آسمان آبی در حال عبورند!

دوستت دارم چون تو رو میخواهم و تو نیز مرا میخواهی!

دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق!

دوستت دارم بیشتر از آنچه تصور می‌کنی . . .

شعر درباره برادرزاده

داداش گلم

اگه آفتاب میسوزونه بی خیال آخه تو سایه بونی

اگه آدم ها وفا ندارند بی خیال آخه تو مهربونی

اگه من واست میمیرم بی خیال آخه تو لایق تر از اونی که میدونی

شعر درباره برادر مسافر

از دوست داشتنت برایم همین بس که فهمیدم معنای دوست داشتن را …

راستی “دوستی” چه قدر می ارزد ؟ قدر یک کوه طلا ؟ یا که سنگی سر راه ؟

چه تفاوت دارد ؟ کاش هر قدر که هست از ته دل باشد …

شعر در مورد برادر خواهر

تو را در طبیعت بکر چون یاس

و در افکارم از احساس

در انزوای تنهایی بی حد

تو را در شبانه ی لبخند

تا صبح دور

و به اندازه ی یک جرعه خدا

دوستت می دارم

شعری در مورد خواهر و برادر

پشت حرف های یک برادر …

پشت نوازش ها …

سرزنش ها …

پشت تمام نگاه های معنی دارش …

پشت سکوتش …

پشت لبخند های پراز رازش …

عشقی است پنهان تر از تمام محبت های  دنیا

شعر زیبا در مورد خواهر و برادر

نباید یه مو از سرت کم بشه !

حق نداری اخم کنی ، همیشه باید بخندی !

اجازه ناراحت شدن نداری !

باید خیلی مواظب خودت باشی فهمیدی ؟

حق مریض شدن نداری !

باشه؟

چون من دوستت دارم داداش خوبم!

شعر در مورد عشق خواهر و برادر

برادر خوب و مهربانم دوست داشتنت

اندازه ندارد

حجم نمی خواهد

وقتی تمام کشور وجودم

سرزمین حکمرانی توست . . .

شعری در مورد برادری

برادر عزیزم

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست

مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند

حتی این روزها گاهی پرواز میکنم

من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …

شعر در مورد برادری

تمام جهان به کنار …!

بازی هایی که در بچگی با داداشم کردم کنار…!

کسی که از اون بچگی مراقب آبجیش هست…

نمیذاره کسی به آبجیش زور بگه…

غیرت داره رو آبجیش ولی تعصبی نیست…

داداش یادش بخیر شوخی های بچگی…

دعواهای بچه گونه،آرامش بچگی…

یادش بخیر تو مسافرت همیشه سرت رو پاهای آبجیت بود…

یادش بخیر شیطونی هات تو مدرسه و اومدن منو مامان به مدرست…

هیچی مثه این مزه نمیده که یه داداش داشته باشی که پشتته،حامیته…

هیچی مثه گفتن داداشــــی و آجی تو یه خونه لذت بخش نیست…!

داداش تو خودت یه دنیایی واسه من…حتی اگه من دوست داشتنت رو به زبون نیاوردم

ولی بدون که واقعا دوستت دارم داداشی…

شعر در مورد دوستی و برادری

داداشـــــــــــــــــــــــــــــــــی

همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا اینکه ، بزرگ شدیم…

شعر درباره برادری

آقا ما یک فروند برادر داریم که با بالش کشتی میگیره شکست میخوره ، تازه

بعضی وقتا مصدومم میشه … تازه بعد شکست خوردنشم باید یه دوره ریکاوری براش

بزاری !

در این حد حرفه ایه !!!

شعر عربی در مورد برادری

پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید :

خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دستش میگرفت

 نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد , چه کفش های قشنگی دارید 

 زن لبخندی زد و گفت:برادرم برایم خریده است دوست داشتی جای من بودی؟؟

 پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت : نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم !

تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم…

شعر درباره برادر مرده

لبخند که می‌زنی

یوسفی می‌شوم

که بی‌هیچ برادری

در چال گونه‌ات

گم می‌شوم .

شعر در مورد مردن برادر

وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنند

یوسف لبخندی زد

یهودا پرسید: چرا خندیدی؟

یوسف گفت: روزی فکر میکردم چه کسی می تواند با من دشمنی کند

با این که برادران نیرومندی دارم؟

اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد

تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست

شعر درباره برادر شهید

نه اینکه نخواما !

.

.

.

 .

.

 ولی واقعا در توانم نیست بعضیارو به چشم برادری نگاه کنم…!

شعر درباره برادر کوچک

دختری از برادرش پرسید عشق یعنی چی ؟

 برادرش گفت : عشق یعنی تو هر روز شکلات مرا از کیفم بر میداری

 و من هر روز باز هم شکلاتم رو همونجا میزارم

شعر درباره برادر از دست رفته

اونی که داداش نداره مثل کسیه که بدون سلاح به جنگ میره!

سلامتی همه ی داداش ها که تا هستن مثل کوه پُشت مونن : )

شعر برادر

برادر است دیگر…

گاهی برای مسیر قدم زدنش

مغز مرا انتخاب می کند!

شعر برادری

برادر جان

نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد

تا گواهی بر معصومیت تو باشد

شعر برادر خوب

برادر جان لب و خالت چه نیکوست

دلت سایه زده چون زلف و گیسوست

تو نور افشانی کردی خاطراتم

جمالت در دلم چون چشم وابروست

شعر برادر جان

برادر جان نگاه تو چه زیباست

عطای تو کرم بارش چو دریاست

خدا حافظ نگو ای یار دلسوز

بمان با من وصالت خفته هر جاست

شعر برادرانه

برادر جان نبودت شد عذابم

به خواب آمد خیالت در سرابم

نمی دانی چه آشی پخته تقدیر

تو لالایی بگو تا من بخوابم

شعر برادرزاده

برادر جان نبودت درد وزارم

بدان خسته شدم سنگینه بارم

زمان و هجر تو کوبیده قلبم

پناهی نیست جز پروردگارم

شعر برادرم دوستت دارم

برادر خوب و مهربانم دوست داشتنت

اندازه ندارد

حجم نمی خواهد

وقتی تمام کشور وجودم

سرزمین حکمرانی توست . . .

شعر برادر خوبم

نباید یه مو از سرت کم بشه !

حق نداری اخم کنی ، همیشه باید بخندی !

اجازه ناراحت شدن نداری !

باید خیلی مواظب خودت باشی فهمیدی ؟

حق مریض شدن نداری !

باشه؟

چون من دوستت دارم داداش خوبم!

شعر برادر به خواهر

پشت حرف های یک برادر …

پشت نوازش ها …

سرزنش ها …

پشت تمام نگاه های معنی دارش …

پشت سکوتش …

پشت لبخند های پراز رازش

عشقی است پنهان تر از تمام محبت های  دنیا

شعر برادر مرده

تو را در طبیعت بکر چون یاس

و در افکارم از احساس

در انزوای تنهایی بی حد

تو را در شبانه ی لبخند

تا صبح دور

و به اندازه ی یک جرعه خدا

دوستت می دارم داداشی

شعر های خواهر برادری

از دوست داشتنت برایم همین بس که فهمیدم معنای دوست داشتن را …

راستی “دوستی” چه قدر می ارزد ؟ قدر یک کوه طلا ؟ یا که سنگی سر راه ؟

چه تفاوت دارد ؟ کاش هر قدر که هست از ته دل باشد …

شعر خواهر برادری

بعضی ها را هرچقدر هـم که بخواهی تمام نمی شوند

حضورشان گـرم است

سکوتشان خالی می کند دل آدم را

آرامش صدایشان را کم می آوری

هر دم… هر لحظه… کم می آوریشان

و اینجا من چقدر کم دارمت بهترین برادر دنیا…

شعر درباره برادری

دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن!

دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری!

دوستت دارم چون تو نیز مرا دوست می‌داری!

دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق!

دوستت دارم همچو تکه ابرهای سفیدی که در اوج آسمان آبی در حال عبورند!

دوستت دارم چون تو رو میخواهم و تو نیز مرا میخواهی!

دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق!

دوستت دارم بیشتر از آنچه تصور می‌کنی . . .

شعر برای برادری

♥به سلامتی داداشم که با دنیا عوضش نمیکنم♥

شعر بی برادری

برادر جان نمی دونی چه دلتنگم

نمی دونی برادرجان چه غمگینم

نمی دونی برادرجان

گرفتار کدوم طلسم و نفرینم

نمی دونی چه سخته در به در بودن

مثل توفان همیشه در سفر بودن

شعر آیین برادری وشرط یاری

دلم تنگه برادر جان ، برادر جان دلم تنگه

دلم تنگه از این روزای بی امید

از این شبگردی های خسته و مأیوس

از این تکرار بیهوده دلم

تنگه

شعر های برادری

چه

روزگار غریبی

برادری ، سختی بیش نیست

معنی لغت آشتی ، شبیخون است

شعر در مورد برادری

خوشا پرنده که با روشنی برادر بود

شعر درباره ی برادری

نیمه نانی را

با هم

دو نیمه کردیم

بی آنکه

سخن از برادری گفته باشیم

تا

تعبیر رقص گندمزار باشد

در فضیلت خوابها

و نگاه خود را

پرواز دادیم

به دنبال هر پرنده ای

تا در مسیر آن

زندگی را سرابی نبینیم

شعر دروصف برادر خوب

همه اینو می دونن

که بارون

همه چیز و کسمه

آدمی و بختشه

حالا دیگه وقتشه

که جوجه ها را بشمارم

چی دارم چی ندارم

بقاله برادرم

می رسونه به سرم

آخر پاییزه

حسابا لبریزه

یک و دو ! هوشم پرید

یه سیاه و یه سفید

جا جا جا

شکر خدا

شب و روزم بسمه

شعر در مورد برادر خوب

در گهواره از گریه تاسه می رود

کودک کر و لالی که منم

هراسان از حقایقی که چون باریکه ای از نور

از سطح پهن پیشانیم می گذرد

خواهران و برادران

نعمت اندوه و رنج را

شکر گذار باشید

همیشه فاصله تان را با خوشبختی حفظ کنید

شعر درباره برادر خوب

راه بریده ام

آری

سفره ی بی رونق کودکانم را

گوشه نانی شکسته ام

از برادران ناتنی خویش

من سینه ای ندریده ام

من گردنی نشکسته زبانی نبریده ام

گرده ای فقط

که کودکان سال خمپاره

قاتق قحطی کنند

شعر برادر جان داریوش اقبالی

ما و شما

برادر محنت کشیده ییم

متن شعر برادر جان

و می برد تاقه های کفن به کهکشان

برای برادران باستانی ام

تا شالی از خیال بیاورد

برای گردن من

شعر جانسوز برادر

 اما برادرم ! مبر از یاد

که شستن دستان از خون برادر را

اهریمنت آموخت تا

میراث نامبارک انسان باشد برای ابد

دانلود شعر برادر جان داریوش

گونه خراشیده دخترم

به اشک و بوسه شفا می یابد

زلف برادرانم اما

از ماسه کویر نخواهد رویید باز

شعر کامل برادر جان سلیمان زمانی

من با برادر محبوبم

از روی یک توهم بی جاسرچشمه زلال تفاهم را

آلوده کرده ایم

تصویر روی من

در پاکی تصور او

همچون

غباری آینه ذهن را مکدر کرد

شعر آهنگ برادر جان

به خانه می رفت

با کیف

و با کلاهی که بر هوا بود

چیزی دزدیدی ؟

مادرش پرسید

دعوا کردی باز؟

پدرش گفت و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد

به

دنبال آن چیز

که در دل پنهان کرده بود

تنها مادربزرگش دید

گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش

و خندیده بود

متن شعر برادر جان از داریوش اقبالی

جانی شکسته دارم از دوستی

گریزان

در باورم نگنجد بیداد از عزیزان

وایا ستیزه جویان با دشمنان ستیزند

آیا برادرانیم با یکدیگر ستیزان

آه آن امیدها کو

چون صبح نوشکفته

تا حال من ببینند در شام برگ ریزان

از جور دوست هرچند از پا افتادگانیم

ما را ازین گذرگاه ای عشق بر مخیزان

شعر های برادرانه

برادرم

چرا نمیشناسیم ؟

در حیرتم

می دانم فرزند مادرمی

برادر برادرم

و خواهر خواهرم

اما

نمی شناسم و نمی

شناسمت

شعر در مورد برادر,شعر در مورد برادرزاده,شعر در مورد برادر فوت شده,شعر در مورد برادر مسافر,شعر در مورد برادر و خواهر,شعر در مورد برادری,شعر در مورد برادر مرده,شعر در مورد برادر شهید,شعر در مورد برادر کوچک,شعر در مورد برادر از دست رفته,شعر درباره برادرزاده,شعر درباره برادر مسافر,

+ نوشته شده در ۱۲/۶/۱۳۹۶ساعت ۰۶:۰۸ توسط حسینی مهشید دسته : نظر(0)

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

در این مطلب عکس نوشته های بسیار زیبا همراه با شعر در مورد زندگی را برای شما فراهم کرده ایم

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی روستایی

مجموعه عکس نوشته های بسیار زیبا شعر در مورد زندگی

+ نوشته شده در ۱۰/۶/۱۳۹۶ساعت ۲۲:۴۲ توسط حسینی مهشید دسته : نظر(0)